دين را براى صلاح اخلاق و اعتدال در انسانيت تشريع نموده و تاريخ شهادت مىدهد كه چگونه مفسدين و سلاطين براى هواهاى نفسانى خود شريعت و احكام الهى را تغيير داده و در زمين باعث فساد شدهاند و به هر وسيلهاى متوسل گشتهاند تا به سلطنت ، خود دوام بخشند و از كشتن و از بين بردن جان و مال مردم مضايقه نكردهاند .
( 206 )
( وَ إِذا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ )
: ( و وقتى به ايشان گفته مىشود از خدا بترسيد ، دستخوش غرورى مىشوند كه گناه در آنها ايجاد كرده و تنها دواى دردشان جهنّم است كه بد قرارگاهى است ) منافقين در اثر نفاقى كه در سينه دارند و به جهت گناهانشان داراى حالت نخوتى هستند كه در برابر خدا و حق تسليم نمىگردند ، پس تنها جهنم است كه مىتواند آنها را كفايت كند ، چون عزّت تنها مخصوص خداست .
[ آيهء ( 207 ) دربارهء شب ليلة المبيت ]
( 207 )
( وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ )
: ( و بعضى از مردمند كه جان خود را در برابر خوشنوديهاى خدا مىفروشند و خدا نسبت به بندگان بسيار مهربان است ) مراد از ( يّشرى نفسه . . . ) آنست كه جز پروردگارش همّ و غمّى نداشته و نفس خود را تقديم خدا نموده است و هيچ تمايلى در نفس او به غير خدا نيست و جز اصلاح امر دين و دنيا در طلب چيز ديگرى نمىباشد و خداوند به واسطه وجود چنين شخصى حق را احياء مىكند و اين امر خود رأفت و رحمتى از جانب خداوند نسبت به بندگانش مىباشد ، چون اگر وجود چنين انسانى با اين صفات ستوده نباشد نفاق و فساد چيره مىگردند و اركان دين منهدم گشته و راههاى هدايت و صلاح مسدود خواهد شد .
( روايات بسيار از شيعه و عامّه نقل شده كه پنج مورد آن در تفسير برهان از ثعلبى و ديگران آمده است ، كه نزول اين آيه در وصف ليلة المبيت يعنى شبى كه حضرت على عليه السّلام در بستر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم خوابيد و آن حضرت به مدينه هجرت نمودند ، مىباشد و