سوى او محشور خواهيد شد ) در خاتمه كلام امر به تقوى مىنمايد و انسان جز با ذكر روز حشر از معصيت دورى نمىجويد و تقوايش كامل نمىشود و در به كار بردن كلمهء ( حشر ) در قبال مراسم حجّ كه مردم در آنجا مجتمع هستند اشاره لطيفى وجود دارد كه بسيار زيباست .
[ آيهء ( 206 - 204 ) خصائص منافقان ]
( 204 )
( وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا )
: ( و عدّهاى از مردم كسانى هستند كه سخنان آنان دربارهء زندگى دنيا تو را به شگفت مىآورد ) ، كلمه اعجاب به معنى خرسند كردن است و معناى مجموع آيه چنين مىشود كه زندگى دنيا منشأش ظاهر بينى و حكم كردن بر اساس ظاهر است ، اما باطن در پشت پرده پنهان مىباشد و اينجا منظور منافقان هستند كه به ظاهر وانمود مىكنند افرادى حق پرستند ، اما خدا از باطن آنها با خبر است كه دشمنترين دشمنان اسلام هستند ،
( وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ )
: ( و خدا را گواه مىگيرند كه سخنشان مطابق قلبشان است در حالى كه آنها سختترين دشمنان دين هستند ) و آنها خدا را شاهد مىگيرند كه جانب حق و مصالح خلق را رعايت مىكنند و در فكر پيشرفت دين و امّت هستند ، امّا هنگامى كه باطن آنها آشكار شود ، معلوم مىگردد كه آنها بدترين افكار را دارند و شديدترين دشمنان دين و راه خدا و نظام و احكام الهى و بدترين دشمنان حق هستند .
( 205 )
( وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ )
: ( امّا هنگامى كه ولايت و سلطه پيدا كنند با تمام قدرت در گسترش فساد در زمين مىكوشند و مال و جان مردم را از بين مىبرند در حالى كه خدا فساد را دوست نمىدارد ) ، ( تولّى ) انديشه ولايت و تسلط يافتن است ، شايد هم به معناى ( ادبر ) ( پشت كرد ) باشد ، يعنى زمانى كه از نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىروند چهره عوض مىكنند و در راه فساد گام برمىدارند ، امّا دو كلمه حرث و نسل كه قوام و بقاى زندگى به آنهاست قوام حيات موجودات به غذا و قوام و حفظ نوع بشر از انقراض بواسطهء نسل است و خداوند