حكم جواز مباشرت در شب روزه است و ( ابتغاء ) منظور طلب فرزند است ، پس آنها اگر چه ظاهرا جز قصد اطفاى شهوت ندارند اما در واقع آنچه را خدا مقدّر كرده كه همان بقاى نوع انسانى است محقق مىنمايند ،
( وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ )
: ( و بخوريد و بياشاميد تا سفيدى شفق از سياهى شب برايتان مشخص شود ) كلمهء فجر دو مصداق دارد ، يكى فجر اوّل كه كاذب است چون دوامى ندارد و دوّمى فجر صادق است كه زمانى كه فاصلهء خورشيد از دايره افق به هجده درجه زير افق برسد ، اين فجر خبر از آمدن روز مىدهد و در اين آيه استعاره به كار رفته است و سفيدى گستردهء آخر افق تاريك را به ريسمانى سفيد ، و تاريكى را به ريسمانى سياه تشبيه كرده است و مراد از اين جمله تحديد اولين وقت طلوع فجر صادق است ، چون بالا آمدن سفيدى روز و شعاع نور هر دو خيط را از بين مىبرد ،
( ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ )
: ( و آنگاه روزه بداريد و روزه را تا شب به اتمام برسانيد ) چون تحديد روزه به فجر دلالت نمود و معلوم شد با آغاز فجر روزه واجب مىشود براى اختصار گويى مجددا سخنى از وجوب روزه نكرد و تنها آخر روزه را مشخص و محدود نمود تا شب ، و روزه يك امر بسيط و واحد است و از فجر تا شب يك عبادت تمام است و فرق تمام و كامل هم در همين است ( كامل مركب از اجزاء است كه هر جزئش اثرى مستقّل دارد ) ،
( وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ فِي الْمَساجِدِ )
: ( و هنگامى كه در مساجد اعتكاف مىكنيد با زنان در نياميزيد ) اعتكاف يعنى ملازمت در مكان و اعتكاف در مسجد اقامت در آن و ملازمت به آن اقامت است و اعتكاف احكام خاصّى دارد ، من جمله روزه گرفتن و عدم خروج از مسجد بدون عذرى موجّه و عدم توجه به غير خدا و . . . و خداوند تشريع مىكند كه در ايّام اعتكاف نبايد با زنان درآميزيد ، اگر چه در روز روزه دار مىباشيد ، يعنى اين مورد از حكم حليّت آميزش با زنان در شب روزه دارى استثناء شده است ،
( تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها )
: ( اينها حدود خداست ، زنهار كه نزديك آن نشويد ) ( حدّ ) به معناى منع است و نهى كردن از نزديك شدن به حدود كنايه