تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
به خدمت پادشاه مرحوم رسيده اين خبر وحشت اثر را رسانيد . پادشاه مرحوم بعد از شنيدن اين واقعهء عظمى كه جاى هزارگونه تأسف و تحسر بود به قوت عقل پادشاهانه خوددارى فرموده براى حفظ لشكر در مملكت دشمن اصلا پاى ثبات از مقر قرار به لغزش بيقرارى نيالودند و به جز ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام به احدى اين راز سربسته را نگشودند و چون از خارج اردو چنان كه مذكور شد به چهار طرف لشكر تعيين شده بود به اميرزاده احمد ميرزا كه بر سر غوريان مىرفت حكم توقف در مكان خود نوشته و اميرزاده خسرو ميرزا را از پل مالان و صمصام خان و محبعلى خان سرتيپ را از ميمنه و ميسره به اردو طلبيدند و حاجى زين العابدين شيروانى قدس سره را به هرات پيش شاهزاده كامران فرستادند و با دست ايشان قرار متاركه و مصالحه داده اسرايى را كه از لشكريان برده بودند بازپس گرفتند و به شهرت اين‌كه در دارالخلافه واقعه‌اى واقع شده و نايب السلطنه از مشهد مقدس اردو را احضار فرموده طبل رحيل كوبيده و به راه مشهد مقدس افتادند و يك منزل از هرات حركت فرموده بودند كه سعادت قلى ميرزا پسر شاهزاده كامران با بعضى از امراى افغان از طرف شاهزاده به خدمت پادشاه مرحوم آمده عريضه و پيشكش آورده گذرانيد و كاغذ متاركه و و داد طرفين به هم داده مرخص هرات شدند و از آن‌جا اردو كوچ كرده پادشاه مرحوم نظر به طينت پاك خود و صدق خدمتگزارى اميرزادگان ركاب خواستند كه اميرزاده خسرو ميرزا را با عريضه به دارالخلافه به خدمت خاقان مغفور فرستند كه در امور آذربايجان و تفويض منصب وليعهدى به پادشاه مرحوم گفتگو نمايد . ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام به خيالى كه بعد از اين به تفصيل ذكر خواهد شد بناى بدگويى را در خدمت پادشاه مرحوم از او گذاشته فرستادن اميرزاده خسرو ميرزا را موقوف ساخت و اميرزاده خسرو ميرزا سمعا و طاعة گفته از همين جا ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام بناى خرابى اين دعاگوى دولت و بعضى سلسله‌هاى ديگر را گذاشت چنان‌كه به خط مبارك پادشاه مرحوم در سنهء هزار و دويست و شصت و سه به اميرزاده خسرو ميرزا مرقوم فرموده بودند به اين عبارت كه خدا لعنت كند جناب قائم‌مقام را كه او باعث شد معلوم و مستفاد مىشد كه دامن پاك پادشاه مرحوم كه وجودشان خير محض و