تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
در سنوات سابقه اهتمام تمام فرموده قباوار و جبه‌وار كه همه كس تواند پوشيد از كارخانه بيرون مىآمد ، در ايام جنگ روس و بعد از تشريف بردن به خراسان استادان آن عمل متفرق شده ماهوتى سواى ماهوت بروتمه حال در كارخانه يافت نمىشود . ديگر احداث قلعهء كور دشت است در كنار ارس در ولايت قراجه داغ كه براى مصلحت سرحديه ساخته‌اند ، ديگر كاروانسرايى است كه فيما بين ولايت اردبيل و محال سراب در گردنهء موسوم به صاين ساخته‌اند ، بسيار به كار مترددين در وقت زمستان مىآيد و عمارات بسيار در دارالسلطنهء تبريز ساخته‌اند كه حال اكثر آنها دارالاماره است و دو باغ در دارالسلطنهء تبريز طرح انداخته‌اند يكى موسوم به باغ شمال ديگرى موسوم به باغ صفا خالى از امتياز نيستند و دو قنات در دارالسلطنهء تبريز احداث فرموده جارى ساخته‌اند و عمل چاپ را نيز كه حال در ايران متداول است خرج‌هاى كلى فرموده در دارالسلطنهء تبريز منطبع ساختند و به دارالخلافهء تهران و اصفهان نيز سرايت نموده در ايران متداول گرديد . ديگر در آداب مملكت‌دارى قانونى در نظم لشكر و حفظ كشور قرار نهاده‌اند كه به جهت حفظ آن قانون و حكمت آن كار يك مشت مملكت آذربايجان چندين سال با پادشاه روس مقابله كرده گاهى فتح و گاهى شكست از چنان دولتى يافتند و گاهى با قيصر روم منازعه نموده همه وقت بر او غالب آمدند . سركار نايب السلطنه در اوايل دولت خاقان مغفور كه آذربايجان آمدند حال رعيت آذربايجان را چنان ديدند كه هر شهرى و هر محالى و هر قريه‌اى مالكى و ضابطى و حاكمى به خودسر براى خود پيدا كرده‌اند و واضح است كه همهء مملكت تا در حكم يك تن نشود چگونه استقامت پيدا خواهد نمود ، به اين جهت كه ولايت را مريض ديدند به فكر معالجهء آن افتادند و جميع رعيت آذربايجان را از بزرگ و كوچك به وجود مبارك خود اميدوار فرموده و شناساى وجود مبارك خود ساختند و هركه به خودسرى سرى برآورده بود سرش را كنده رخنه‌هاى ديوار مملكت را به آن مسدود فرمودند و چنان شد كه در جميع آذربايجان احدى صاحبى براى خود سواى سركار نايب السلطنه نمىدانست .
تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 191 | عباس إقبال آشتياني / جهانگير ميرزا