تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
جمع ماليات هر ولايت را به اندازهء مداخل آن مملكت جزءبه‌جزء و اسم‌به‌اسم نوشته به دفترخانهء مباركه آوردند و عمال و مباشرين را چه زهرهء آن بود كه دينارى از وجه مقرره از رعيت زايد توانند گرفت يا چنين اعمال را سهل توانند شمرد ، روزنامه‌نويسان بىغرض در ولايات نشسته بودند احوال و اعمال ظالمين و مظلومين را كه بدون كم و زياد به امناى دولت مىنوشتند و خاطر امناى دولت را قرين آگاهى مىساختند و اگر العياذ باللّه ظلمى واقع مىشد ظالم را به اندازهء ظلم به جزا و سزا مىرسانيدند مثلا جزو عمل هر مملكتى را به نحوى كه عرض مىشود نوشته به دست حكام و ضباط داده و جميع امنا و وكلاى رعيت را در دارالسلطنهء تبريز با عمال و ضباط مواجهه و روبه‌رو نموده كيفيت فرمايش و چگونگى حكم را به دهنده و گيرنده حالى نموده و قوى و ضعيف را در حقوق مال ديوانى مساوى فرموده بودند ، اهمال از دهندگان باعث تقصير و زيادتى از گيرندگان موجب هزارگونه سياست مىآمد . نتيجهء اين نظم و نظام در رعيت‌دارى آن شد كه بعد از وقوع وفات نايب السلطنه و وفات خاقان مغفور خلد آشتيان با وجود اين‌كه پادشاه مرحوم زياده از چهار ماه نبود كه به آذربايجان تشريف آورده بودند رعيت آذربايجان در دادن تنخواه مقرر خوددارى نكرده و لشكريان خود را به همان نظام و قانون كه مقرر بود بدون ملاحظهء اين همه اختلافات دولتى روانهء مملكت عراق ساختند و به سعى و جانفشانى در ركاب شاه مرحوم كوشيده از جان و مال مضايقه ننمودند . ديگر نظم و نظام جديد است كه در ميان توپچيان و سربازان آذربايجان قرار نهاده‌اند . اگرچه ظاهر نظام از دسته‌دسته ساختن لشكر و فوج‌فوج نمودن ايشان و حركات تعليم مشق تفنگ و مشق پا را از ولايات فرنگ آوردند و ليكن باطن نظام را كه مغز و حقيقت نظام آن است به رأى متين و عقل دورانديش خود منتظم و مقرر داشتند و افراد و آحاد نظام را به ايليت و رعيتى منسوب نفرموده وكيل و سرجوقه و سردسته و ياور و سرهنگ را تا هرچه بالا رود به اذن و اجازهء خود يا به اجازهء امير نظام تعيين مىفرمودند و عزل و نصب را در اين مناصب جزئيه به احدى واگذار نمىنمودند و احدى را از صاحب‌منصبان و سرهنگان قدرت نبود كه به تعيين سرجوقه به خودسر توانند پرداخت يا به اخراج