تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
محض خير بود از اين جوره اعمال كه شرعا منهى عنه و باعث قطع صلهء ارحام است پاك و مبرا بوده و نيز از مرحمت‌هاى پادشاه مرحوم كه بعد از دفع و رفع ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام به وضوح پيوست و سال‌ها از مراحم پادشاهى راحت‌ها ديده و انشاء اللّه خواهم ديد معلوم شد كه به هيچ وجه پادشاه را در اين مواد دخلى نبوده چنان‌كه در مقام خود به دفعات گفته خواهد شد . القصه پادشاه مرحوم با لباس عزادارى وارد مشهد مقدس شده و جميع نظام تفنگ‌ها را سياه كرده و بر سر توپ‌ها چادرهاى سياه كشيده و طبالان طبل‌ها را وارونه زده در غايت حزن و ملال وارد مشهد مقدس در هفدهم رجب المرجب سنهء هزار و دويست و چهل و نه شدند و پس از لوازم تعزيت‌دارى در آستانهء مباركهء امام ثامن ضامن مكانى كه بهتر از جنت عدن بود تعيين نموده نعش مطهر نايب السلطنه را اميرزادگان به دوش نقل كرده به مكان قبر رسانيدند و پس از طواف بر ضريح مبارك امام الجن و الأنس در آن آستانهء مبارك به اميد شفاعت آن حضرت به خاك سپردند و پادشاه مرحوم چند روز پس از آن نيز به لوازم تعزيت كوشيدند .

ذكر احوالات دارالخلافهء تهران بعد از رسيدن خبر وفات نايب السلطنهء مرحوم و به گفتگو درآمدن شاهزادگان

چون خبر اين واقعهء جان‌سوز مسموع خاقان مغفور گرديد خزن و ملال بر خاطر شريفشان استيلا يافته حكم به بستن تكايا و اشتغال مردم دارالخلافه به لوازم عزادارى فرمودند و دروب اسواق و دكاكين را بسته در هر گوشه مجلس غمى برپا شده خاقان خلدآشيان سه روز و سه شب خوددارى نتوانستند فرمودن و به ريختن عبرات غم بر رخسارهء مبارك و به سوز و گداز اشتغال داشتند و الحق جاى آن داشت كه نخل اميد چهل سالهء پادشاهى از صرصر حوادث زمان به ناگهان از پاى درآيد . خاقان مغفور پس از يأس و نوميدى و قطع بر عدم فايده در حزن و ملال دلدارى خود را به شكر وجود پادشاه مرحوم كه يادگار از او چنان فرزندى را كه از دست رفته تواند بود فرمودند و ديدهء رمد رسيده را به كحل الجواهر ديدار پادشاه مرحوم اميد