تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
سربازى اقدام توانند نمود يا لشكريان نظام را چه حد و ياراى آن‌كه در هر مملكت و در هر ولايت كه باشند دست به دانهء انگورى يا به حبهء گندمى توانند دراز نمود سرباز وجود خود را براى حفظ رعيت و مملكت مىدانست و رعيت خود را در خدمت صاحب اختيار سابق از نوكرباب نظام و غيرنظام مىپنداشت اين بود كه با اين لشكر نظام قليل كارهاى بزرگ از پيش مىبردند ، بلى پس از آن‌كه لشكرى و كشورى چون اعضا و اجزاى يك بدن شوند و به غير سلطان روح و وزير عقل مدبرى و متصرفى در آن نماند به جز صحت و صلاح مملكت چه مورث خواهد شد . ديگر ساختن توپخانه و قورخانه و تنظيم و تنسيق آن كارخانه است كه تا آن زمان پادشاهان ايران را اين نوع اوضاع مقدور نشده بود و اگر فرضا پادشاهان سلف ده عرادهء توپ به جايى مىخواستند ببرند رعيت ولايت‌هاى سر راه بايست كه گاوها و خرها و طناب‌ها و زنجيرها را برداشته بر سر راه توپخانه آمده با تنه و توش و كمر و دوش به هزار زحمت و مشقت روزى يك فرسنگ يا دو فرسنگ توپخانه را كشند حال چنان‌كه مشهود است اگر فرضا دويست عراده توپ از قريه‌اى بگذرد احدى از رعايا و برايا را خبر نخواهد بود ، خداى تعالى او را قرين رحمت خود گرداند و در روز قيامت شفاعت پيغمبر را نصيب او سازد ، اللهم اغفره و ارحمه بمحمد و اهل بيته الطاهرين .

ذكر رسيدن خبر وفات نايب السلطنه به اردوى هرات و مراجعت پادشاه مرحوم و چگونگى آن كيفيات تا هنگام ورود به مشهد مقدس و دفن نايب السلطنه در آستانهء مباركهء حضرت رضا صلوات اللّه عليه و على آبائه

چون اردوى پادشاه مرحوم در هزارجريب متمكن شد و تسخير هرات را وجههء همت ساختند و به اطراف و جوانب چنان‌كه مذكور آمد لشكرها فرستاده و بناى بستن سنگر و سيبه گذاشتند منهيان هراتيان از مشهد مقدس خبر وفات نايب السلطنه را به هراتيان رسانيده در شهر اثر شادمانى و شادكامى ظاهر شده به اراجيف اين خبر در اردوى پادشاه مرحوم منتشر شده به فاصلهء يك روز چاپار امناى دولت از مشهد مقدس