تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
حاجى على اصغر وقتى رسيد كه كار از كار گذشته بود ، بيرون رفته خواص خدم را اخبار نموده مصلحت چنان ديدند كه خفية به تغسيل و تكفين اقدام نموده در زيرزمين همان اطاق به نحو امانت جسد پاكش را بسپارند تا پادشاه مرحوم آمده به هر جا كه مصلحت دانند مدفون سازند و بعد از تغسيل و تكفين و نماز خبر اين واقعهء جان‌فرسا را به دارالخلافه و هرات فرستادند ،
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ .

ذكر آثارى كه از نايب السلطنهء مرحوم يادگار مانده و بعضى از نظم و قواعد مملكت‌دارى ايشان كه سرمشق سلاطين جهان تواند بود

چون‌كه گل رفت و گلستان شد خراب * بوى گل را از كه جوييم از گلاب
چه يادگار و چه آثارى كه از بودن آن بر سلاطين جهان فخر توان بالاتر از وجود مسعود سلطان جهان و خاقان زمان مالك ملك ايران ناصر الدوله و الدين السلطان بن السلطان و الخاقان بن الخاقان ناصر الدين شاه قاجار مد ظله الى يوم التناد تواند بود كه از سايهء دولتش راحت در راحت و از ثمرهء نهال سعادتش آسايش در آسايش و نعمت در نعمت است ،
برومند باد آن همايون درخت * كه در سايهء آن توان برد رخت گه از سايه آسايش جان دهد * گه از سايه آرايش خوان دهد
اميد كه خلاق جهان وجود مبارك پادشاه زمان را براى سرپرستى عاجزان و ضعيفان و شكستن گردنكشان مستدام و برقرار دارد و از اولاد امجادش تا ظهور قائم آل‌محمد در مملكت ايران سلطان و فرمانروا سازد به محمد و آله و همچنين مانند پادشاه مرحوم يادگارى از ايشان ماند كه اكثر بزرگان جهان و گردنكشان زمان در ايام سلطنتش گردن به ربقهء اطاعت درآورده و در حقيقت مملكت ايران را كه قريب به آن شده بود كه مثل ايام سلف ملوك طوايف گردد كلمة واحدة فرموده در چهارده سال ايام سلطنت جميع رعايا و براياى ايران در مهد امن و امان خوابيدند رحمة اللّه عليه و على اسلافه . در حين وفات سواى پادشاه مرحوم بيست و پنج نفر اولاد ذكور و بيست و يك نفر اولاد اناث از ايشان باقى ماند و سواى چهار پنج نفر همگى در سن رشد و تميز بودند و