تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
مذكور ترتيب كرده مىرسانيدند « 1 » و يافته مىستدند « 2 » و جنگ و خصومت و يارغوى اوزان مندفع گشته و آنكه « 3 » بيتكچيان بدان واسطه كشته مىشدند اين زمان محترم و موقّراند « 4 » و در آسايش و امرا كه بشومى ايشان با همديگر منازعت ميكردند تمامت « 5 » متّفق و دوست‌اند و چون درين سالها بدين موجب مقرّر گشت و بغايت مرتب و نيكو بود « 6 » امراء سلاح عرضه داشتند كه اكثر آلات كه اوزان مىسازند در بازارها موجودست و موافق‌تر از آن مىتوان خريد و پيش ازين اوزان كه « 7 » رسم ترتيب آلات مغولانه دانند نبودند « 8 » اين زمان « 9 » اكثر پيشه‌وران بازارها آموخته‌اند و نيز آن اوزان كه همه‌روز بمفسدت و جنگ و خصومت مشغول بودند و مال و علفه مىستدند و هيچ باز نمىدادند اين زمان چون معزول‌اند ضرورت بحرفت خويش مشغول شده‌اند و در بازارها آلات و سلاح بمايهء خود
S . fol . 336 v .
مىسازند و مىفروشند و بدان واسطه انواع سلاح نيكوتر از آنچه اين زمان مىسازيم « 10 » در بازارها موجودست و چه بهتر از آن باشد كه وجوه مساس نقد بيارند « 11 » و آنچه سلاح ترتيب مىكنيم و بلشگر مىدهيم زر بريشان قسمت كنيم تا سلاح موافق طبع خود و ارزان بخرند و هيچ تلف نگردد پادشاه اسلام « 12 » خلّد ملكه پسنديده داشت و فرمود تا چند نوع سلاح كه در بازارها « 13 » كمتر يافت شود و مخصوص بود به چند روز معيّن كه ايشان مىسازند برقرار « 14 » سازند و باقى زر نقد بيارند و بخرند و اين معانى از مفاسد و خللها كه ذكر رفت در ميان اوزان كه زين و لگام و آلات اختاچىخانه مىساختند « 15 » بود « 16 » همچنين ميان « 17 » اوزان كه آلاتى چند مىساختند كه تعلّق « 18 » بسكورچيان و ايداجيان دارد و آن را نيز « 19 » بموجب مذكور
هامش
( 1 ) - مىرسانيد :L . , W .( 2 ) - مىستاند :W .، مىستانيد :L .( 3 ) - آن :L .( 4 ) - اند :L . , W . om .( 5 ) -W . om .( 6 ) - بود :L . om .( 7 ) - . . . پيش از آن‌كه اوزان :L . , W .( 8 ) - نبود :L . , W .( 9 ) - كه :et W . ins .اين زمان :L . , W . om .( 10 ) - مىسازند :L . , W .( 11 ) - سازند :W .( 12 ) - پادشاه اسلام :L . om .( 13 ) - بازار :W .( 14 ) -W . om .( 15 ) - 17 - 15 :L . om .( 16 ) -W . om .( 17 ) - در ميان :W .( 18 ) - 19 - 18 :L . om .( 19 ) - و آن را نيز :W . om .
تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 338 | رشيد الدين فضل الله همدانى / كارل يان