تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
ايشان يرليغ و برات بنويسند و اسم تومان در نظر ايشان
S . fol . 331 r .
چنان مستخفّ شد كه بنحودى « 1 » اصطلاح كرده بودند و بعد از آن دعاوى بديوان مىبردند و در بندگى اباقا خان عرضه ميداشتند « 2 » و چندان بروات و يافته داشتند كه اگر تمامت زر و نقرهء ممالك عالم جمع گردانند و آنچه در كانها نيز « 3 » مكنونست بدان منضمّ شود بدان مقدار وفا نكند و عجب آنكه « 4 » اگر فرض كنيم كه يكهزار مرد سلاح مكمّل در صحرايى جمع كنند ببلندى كوهى باشد و در صد انبار نگنجد و ده‌هزار اسپ در صحرايى و مرغزارى بجهد گنجد فكيف دويست و سيصدهزار مرده سلاح و صد و دويست هزار سر « 5 » اسپ و ايشان به صد چندين و زيادت دعوى ميكردند و يرليغها و بروات در دست داشتند و از آنجا كه علوّ همّت و عظمت پادشاهانه است اباقا خان انديشه نفرمود « 6 » كه اين همهء اسپ و سلاح بىاندازه كجا عرضه داشتند و بر كدام لشگر بخش كردند و در كدام خزانه نهاده « 7 » و در كدام مرغزار ميكردند و امرا و اركان دولت كه « 8 » واقف بودند بحقّ السكوتى مختصر راضى شدند و از جهت تلوّث مجال تدارك نداشتند و نيز هريك از آن سياه‌كاران باميرى و خاتونى تمسّك جسته محقر خدمتى ميدادند و بگوسفندى و صراحى شراب ايشانرا مربّى مىساختند « 9 » چون از حدّ و اندازه بگذشت صاحب سعيد خواجه شمس الدين صاحب ديوان رحمه الله خواست كه تدارك كند آن سياه‌كاران را جمع گردانيد و گفت اين اموال كه شما مىطلبيد در عالم موجود نيست و من واقفم كه شما را زيادت از خدمتى خرج نرفته « 10 » اين زمان « 11 » شريك شما شوم و بهر يكهزار دويست دينار از پادشاه بستانم و ميان ما مناصفتى باشد چون بهر هزار دينار نيم دينار خرج نكرده بودند جمله راضى شدند و امرا را رضا حاصل كرده عرضه داشت « 12 » كه از هر ده تومان كه پادشاه اطلاق فرمود هشت تومان توفير ميكنم و به دو تومان بر ولايت برات ميكنم « 13 » چنان كه بارتاقان « 14 » رسد « 15 » آن معنى پسنديده افتاد و صاحب
هامش
( 1 ) - بيخودى :W .( 2 ) - ميداشت :S . , W .( 3 ) -P . om .( 4 ) -P . om .( 5 ) -L . , P . om .( 6 ) - فرمود :W .( 7 ) - نهادند :L .( 8 ) -P . om .( 9 ) - مىساخت :T - L . ; S . , P . , W .( 10 ) - نشده :S .( 11 ) - من :L . ins .( 12 ) - داشتند :P .( 13 ) - مىنويسم :W .، ميكنيم :P .( 14 ) - اورتاقان :L .( 15 ) - رسيد :W .