ننمايد و چون فوائد « 1 » معظّم كه درضمن اين حكم است بر عموم ابناء اين زمان پوشيده نيست و اگر در كتاب آيد جملگان دانند كه محض صدقست و در عهود مستقبل واقف شوند كه حكم پادشاه اسلام خلّد ملكه « 2 » متضمّن دفع چندين خلل كلّى بوده از آنجهت چند نوع از آن خللها بتحرير پيوندد تا عالميان بدانند كه از ارتكاب يك امر نامشروع چندين خلل و فساد و ناراستى متولّد مىشود اوّل آنكه در چاغ « 3 » اباقا خان كه نزد جمهور مشهورست كه پادشاهى « 4 » عادل بود و در ايام او خلائق ايمن « 5 » و آسوده و ترتيب ياساق و عدل و سياست پدرش هولاگو خان كه بحقيقت صاحب قران عهد بود بر قرار باقى و امرا و اركان دولت « 6 » و وزراء پدرش و بعضى كه در ايّام دولت او در كار آمده بودند « 7 » در آن زمان بعضى از ارتاقان « 8 » چند دست سلاح از جوشن و برگستوان و آلات حرب و بعضى چند سر اسپ نيكو از مال خود ساخته ببندگى اباقا خان آوردند « 9 » و بتوسّط امراء قورچى و اختاجى بهاى آن بر وجهى بستدند كه در آن مكسبى بود و ديگران چون « 10 » صورت حصول آن مكسب مشاهده كردند بايشان اقتدا نمودند و به جائى رسيد كه آنان كه سرمايه نداشتند زر « 11 » بسود مىگرفتند « 12 » و بر آن « 13 » صرف مىكردند « 14 » بانديشهء آنكه از مكسب قرض بگذارند و از سرمايه سودها اندوزند و معهود چنان شد كه آنچه بسپارند يافتهء قورچيان و اختاجيان بديوان برند و برات بستانند و وجوه طلب دارند و بسيار مردم فرومايه را « 15 » كسانى نيز « 16 » كه فى عالم الله هيچ نداشتند بدين شيوه توفيرات تمام دست داد و قرض گذارده از جملهء متموّلان شدند و ناگاه باسپان تازى و استران راهوار برنشسته و جامهاى ملوكانه « 17 » پوشيده و غلامان ماهپيكر و سرهنگان « 18 » بسيار بر خود جمع كرده با استران و شتران پربار برمىنشستند و در راهها و شهرها
هامش
( 1 ) - قواعد :W .( 2 ) - خلد ملكه :W . om .( 3 ) - چاق :L .( 4 ) - پادشاه :L .( 5 ) -L . om .( 6 ) - روزافزون :P . add .( 7 ) - آمدند :T . - L . ; S . , P . , W .( 8 ) - ارتاقان :W .، تاقان :P .، اورتاقان :L .، ارتقان :S .( 9 ) - آورده بودند :L .( 10 ) - . . . و چون ديگران :L .( 11 ) - سر :S .( 12 ) - مىستدند :L . , P . , W .( 13 ) - بدان :L . , P .( 14 ) - مىكرد :W .( 15 ) - مردم فرومايه :L .( 16 ) -L . om .( 17 ) - ملكانه :L . , P .( 18 ) - و خدمتكاران بسيار :L . add .