تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
مسمّى خراب و آبادان بر دفتر ثبت كند « 1 » و نگاه دارد و يك نسخهء بديوان بزرگ و يكى بامير هزاره سپارد و دفاتر صدها بامراء صده دهد « 2 » و بعد از آن بيتكچى عارض هرسال تفحّص كرده اسم آنكسى كه در زراعت اجتهاد نموده و يا آنكس كه تقصير كرده باشد « 3 » و خرابى و آبادانى هر حصّهء معيّن نوشته بما عرضه دارد تا آنكس كه اجتهاد نموده باشد بسيورغاميشى مخصوص شود و آنكه تقصير ورزيده « 4 » و خراب كرده بگناه ماخوذ گردد « 5 » و اين اقطاع را « 6 » كه داديم نفروشند « 7 » و نبخشند و باندا و قودا و اقا و اينى و خويشاوند و كابين و قلنك « 8 » ندهند و كسى كه برين حركت اقدام نمايد گناه‌كار گردد و بميرد و كابين بر مقتضى حديث نبوى چنان كه پيش ازين على حده در آن باب يرليغ نافذ گردانيده‌ايم « 9 » بر نوزده دينار و نيم « 10 » مقرّر گردانند ديگر بدانند كه اين اقطاع بر مردم چريك كه بقلان درآمده‌اند و كوچ دهند مقرّرست و چون از آن جماعت كسى وفات يابد از پسران و اقا و اينى او « 11 » يكى را « 12 » قائم‌مقام او گردانيده اقطاع متوفّى به دو دهند و ثبت كنند و اگر اوروغ نداشته باشد بر غلام قديم او مقرّر گردانند و اگر غلام نيز نبود در ميان صده كسى را كه شايسته دانند به دو دهند و اگر در ميان صده و دهه كسى ياساق ديگرگون كند امراء هزاره و صده او را در گناه آورده اقطاع او به ديگرى دهند كه كوچ تواند داد و باسم او ثبت كنند و هرسال دفتر عرضه دارند و فرموديم كه اگر مردم چريك مال و قوپچور و غيره بيرون از آنچه مفصّل گشته است و بدفاتر « 13 » قانون و مؤامره درآمده چيزى طلبند عارض
S . fol . 329 v .
نگذارد و اگر بعنف و زور بستانند عارض پنهان ناكرده نامش بنويسد بما عرضه دارد ديگر بوقت بر نشستن اين « 14 » چريك چون عرض دهند « 15 » بموجب حكم يرليغ اين فلان بيتكچى دفترى مسمّى نبشته اوّل بامير صده بعد از آن بامير هزاره بعد از آن
هامش
( 1 ) - كنند :W .( 2 ) - . . صده و دهه :T . - P . ; S . , L . , W .( 3 ) - ورزيده ( باشد :( L .:L . , P .( 4 ) - 4 - 3 :P . om .( 5 ) - شود :L .( 6 ) - اقطاع :W .( 7 ) - نفروشد :W .( 8 ) - قلنك :W .، قلنيك ؟ ؟ ؟ :L .( 9 ) - كرده‌ايم :W .( 10 ) - دواتشى :L . , W . add .؛ نود دينار نيم :W .( 11 ) -L . , P . om .( 12 ) - يكى :W .( 13 ) - بدفتر :W .( 14 ) -L . , P . om .( 15 ) - بينند :L .