از آن حكم نيست كه ايشانرا بر زراعت ديههاى خود دارند و بهرهء مال و متوجّهات ديوانى براستى ازيشان بستانند و رعايا را به غير از آنكه هريك در موضع خود زرع كنند بديگر كار مشغول نگردانند و رعيتى كه زراعت نداند « 1 » يا نكند چون مال معيّن كه در ديوان مقرّرست بديشان داده باشند ايشارا بعنف زراعت نفرمايند و زور نرسانند و نيكو اسراميشى كنند ديگر مردم چريك با ديهها كه در حدود و جوار ديههاى ايشان باشد تعلّق نسازند و زرع نكنند و بعلّت يورت آب و زمين را قوريميشى « 2 » نكنند و آن مقدار علفخوار را كه چراگاه گاو و گوسفند و درازگوش ايشان باشد مانع نشوند ديگر چون انعام در حقّ ايشان ارزانى داشتيم و اين مواضع مذكور را باسم اقطاع معيّن گردانيده سيورغاميشى فرمودهايم و غرض از آن آسايش عموم خلائق و ذكر جميل و ياساق و عدلست « 3 » و ايشان جمله بدين موهبت و سيورغاميشى مستظهر و شادماناند و امراء تومان و هزاره و صده و دهه و چريك بسيار خط موجلگا داده كه به قدر وسع و قدرت در نفاذ عدل و نشر راستى كوشند و من بعد بىراهى و تعدّى نكنند و زور نرسانند و انواع ظلم و تطاول كه پيش ازين مىورزيدهاند اقدام ننمايند بايد كه بسخن خود برسند و به علت ترغو و علوفه و تغار و غيره چيزى نطلبند ديگر مقرّر چنانست كه از ديوان به هيچ علّت برات بر اقطاعات « 4 » ننويسند و اصلا حواله نكنند و ايشان بموجبى كه مقرّر شده بهريك نفر چريك پنجاه من به وزن « 5 » تبريز بانبار خاص مىرسانند و به غير از آن ازيشان به هيچ وجه چيزى نطلبند ديگر فرموديم كه درين وقت كه اين اقطاعات از آب و زمين خراب و آبادان بموجبى كه مفصل گشته « 6 » در ميان هزاره مقسوم گردانند جماعتى از آن ولايت « 7 » كه اهل خبرت باشند با اين بيتكچى فلان كه نصب فرمودهايم حاضر شوند و بده بخش كرده بتازيانه قرعه زنند و بعد از آن در ميان صده و دهه بلوك كرده بتازيانه قرعه زنند و اين بيتكچى را كه باسم « 8 » عارضى توساميشى كردهايم حصّهء هريك صده و دهه مفرد و
هامش
( 1 ) - و نتواند :L . ins .( 2 ) - اورايميشى :P .( 3 ) - . . عدل :P .( 4 ) - ايشان :L . add .( 5 ) - به سنگ :L .( 6 ) - گشته است :L . , P .( 7 ) - ولايات :L .( 8 ) - اسم :W .