بامير تومان « 1 » نمايد و مواجهه كند و عرض دهد و بعد از آن « 2 » بامير چريك قول نمايد و مقرر چنانست كچون اقطاع امير هزاره معيّن و مقرر « 3 » است در اقطاع چريك تصرّف ننمايد « 4 » و همچنين عارض را معيّنى « 5 » از ديگر ولايت دادهايم بر اقطاع چريك براة ننويسد « 6 » و حواله نكند چون چنين فرموده ايم و اقطاع چريك بموجب مذكور سيورغاميشى فرموده اگر مردم چريك نيز زيادت از آنچه بدفتر قانون درآمده و مفصّل نوشته شده از رعايا چيزى ستانند و رعيتى را كه بچريك ندادهايم و رعاياى ديگر ولايات را حمايت كنند و به خود راه دهند و مواضع آب و زمين را كه در حدود ديههاى ايشان باشد معترض شوند و زمينهاى زراعت و علفخوارهاى گاو و گوسفند و درازگوش قوريميشى كنند و هرسال شماره و حباء خود را ننمايند « 7 » و بازمانند و عذر آرند و عوض خود ديگرى را بچريك فرستند ايشان نيز « 8 » گناهكار شوند « 9 » فلان كه جهت بيتكچى اين هزاره معيّن شده « 10 » اقسامى كه درين يرليغ ذكر رفته تمامت را نيكو ضبط كند « 11 » و مواضعى كه داخل آن نشده و هركس كه در يورتها آبادان « 12 » كرده « 13 » و آنچه بائر كلّى شده « 14 » على حده مسمّى و مفصّل بنويسد « 15 » و با ديوان آرد تا در دفاتر ثبت كرده « 16 » اضافت جمع شود و اين يرليغ را در هزارهء فلان داديم تا من بعد حكم آن مؤبّد و مخلّد شمرند و تغييز و تبديل بدان راه ندهند « 17 » فمن بدّله بعد ما سمعه فانّما اثمه على الذين يبدّلونه انّ الله سميع عليم
يرليغ در فلان ماه و فلان سال بفلان مقام نوشته شد « 18 »
هامش
( 1 ) - 2v .( 2 ) - 2 - 1 :P . om .( 3 ) - مفرد :S . , W .( 4 ) - نمايد :W .، ننمايند :S .( 5 ) -S . , L . om .؛ معيّن :T . - P . ; W .( 6 ) - نويسد :W .( 7 ) - بنمايند :W .، 10v .( 8 ) -L . om .( 9 ) - باشند :L .( 10 ) - 10 - 7 :P . lac .( 11 ) - كنند :L . , P .( 12 ) - آبادانى :P .( 13 ) - 16v .( 14 ) - باشد :L .( 15 ) - بنويسند :L . , W .( 16 ) - 16 - 13 :P . om .( 17 ) - اين يرليغ فلان ماه فلان سال بمقام :W . hic ins .- فلان نوشته شد
( 18 ) - 18usque adيرليغ :W . om .