مملكت متحمّل هرگونهء مشاق و شدائد گشت و اولوس و ممالك را مستقيم و مرتّب بفرزندان و اوروغ خود « 1 » ميراث و يادگار گذاشت و اجداد و پدران نيك « 2 » ما آن مملكت را بر همان ترتيب و قاعده بفرزندان خويش سپردند و بعد از آن فرزندان ايشان هركدام كه ياساق و آيين ملك مضبوط داشتند و در تكفّل « 3 » جهاندارى جيداميشى كرده ذكر جميل او بر صفحهء روزگار مانده و آنكسان كه الوس را محافظت « 4 » ننموده و ظلم و تعدّى ورزيده نام بد « 5 » ايشان لاشكّ بازمانده « 6 » انّ آثارهم تدلّ عليهم فانظروا بعدهم الى الآثار و چون صدق اين معانى مقرّر و معيّن است و دانستهايم كه بقاى ابدى و خلود حيوة درين دنيا همگنانرا ممكن نيست « 7 » و ازين جهان بجز ادّخار نام نيكو فائدهء متصوّر نه انديشيديم كه درين چند روز معدود كه نوبت پادشاهى بما رسيده است در ادّخار نام نيكو سعى و اجتهاد نماييم و مجموع اولوسى « 8 » كه بنوبت بما رسانيدهاند « 9 » بآسايش و رفاهيت مشمول گردانيم تا ذكر جميل و ثواب كه زندگانى باقى و حياة جاودانه « 10 » عبارت از آنست بر اوراق روزگار مرقوم فرموده باشيم وصيت معدلت ما بر روى ايام دائم و موبّد « 11 » و مخلّد ماند و الله يوفّقنا بلطفه و يؤيّدنا بنصره اكنون بر همگنان پوشيده نيست كه پيش ازين در زمان پدران نيكوى ما اولوس مغول بهرگونهء مطالبات و مزاحمات چون قوپچور مواشى و بستن يامهاى بزرگ و تحمّل اعباء ياساق سخت و قلانات كه اين زمان بيكبارگى رفع فرمودهايم مخاطب و مطالب مىشدند و اكثر ايشان از انبار و تغار محروم بوده « 12 » و باوجود آن تكاليف بدل راست كوچ داده « 13 » و بندگى قيام نموده « 14 » و تحمّل مشقت سفرهاى دور ميكرده « 15 » و قانع مىبوده « 16 » لا شك تا غايت
S . fol . 328 v .
لشگر مغول را مكنتى و مالى زيادت حاصل
هامش
( 1 ) - خويش :W .( 2 ) -P . om .( 3 ) - كار :L . , P . add .( 4 ) - بوجه :L . , P . , W . ins .( 5 ) -L . om .( 6 ) - شعر :W . ins .( 7 ) - ممكن است :W .، ناممكن نيست :L . , P .( 8 ) - الوسى را :L .( 9 ) - رسيده :L .( 10 ) - حيات باقى و زندگانى جاودانه :W .( 11 ) - و باقى :W . ins .( 12 ) - مانده :L .( 13 ) - دادن :S . , W .( 14 ) - نمودن :P .، مىنمودند :L .( 15 ) - مىكشيدهاند :P .، ميكردند :L .( 16 ) - . . مىبودند :L .