تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
گشته « 1 » كه هنوز بتدبير و ترتيب لشگر و رفع « 2 » خرابيها و بولغاقها كه افتاده مشغول بوديم و بجزويات امور نپرداخته و نيز امضاى احكام متقدّم فرمودن جهت تطييب خواطر « 3 » خلق ضرورى بود تا امور متمشّى گردد و بدان سبب نوروز و صدر الدين و ديگر نوّاب برحسب مراد و هواى خويش يرليغها بمردم داده‌اند جمله باطل است تا اين تاريخ كه « 4 » بنفس خويش بضبط و ترتيب امور ممالك مشغول گشتيم و مقرّر فرمود كه يرليغ عرضه داشته و سواد بر ما خوانده بمردم دهند مىبايد كه هر آنچه بعد ازين تاريخ مذكور باشد معتبر دانند ديگر يرليغهاى ما و از آن متقدّم هيچ كدام نشنوند تا تمامت ببندگى حضرت آرند « 5 » و آنچه مصلحت باشد ممضى داريم و لاشك بسيارى از يرليغهاى پادشاهان پيشين نيكو و به راه باشد و يا آنكه امضا دهيم بايد كه استظهار و مسند و ناموس و مباركى را در خاندان مردم باشد « 6 » و چگونه روا داريم كه بازگيريم تمغايى معيّن بر ظهر آن زده بخداوندان بازدهيم تا در دست ايشان مىباشد و مؤكّدتر بود و پايزه بر شكلى « 7 » ديگر خواهيم زد هركه پايزه دارد تا مدّت شش ماه بيارد و بسپارد تا هر آنكه راه داشته باشد او را پايزهء نو بدهيم و بعد از شش ماه هر آفريدهء كه پايزهء كهنهء داشته باشد او را بگيرند و گناه‌كار كرده ازو بازستانند چون چنين فرمود همگنانرا ضرورت شد يرليغهاى خويش آوردن « 8 » و مجدد گردانيدن آنچه به راه بود بامضا مىپيوست « 9 » و آنچه بىراه بود بازمىگرفتند و بدين واسطه حقّ از باطل و راست از دروغ ظاهر گشت و ارباب نواميس از عار خسّة الشركا خلاص يافتند « 10 » و چون يرليغهاى كهن خصوصا مكرّر را اعتبارى نماند اگر در دست كسى نيز مانده اظهار نمىتوانست كرد « 11 » چه به غير از آنكه مسموع نيفتد در گناه آيد و پايزه نيز « 12 » همچنين و تا اين حكم بنفاذ پيوسته مجموع آن يرليغها و پايزها ناپديد گشته چه بعضى را عوض مجدد
هامش
( 1 ) - صادر گشته :P . om .( 2 ) - دفع :L .( 3 ) - خاطر :L .( 4 ) -L . om .( 5 ) - 10v .( 6 ) - در خاندان مردم باشد :L . om .( 7 ) - شكل :L .( 8 ) - آوردند :L .( 9 ) - و مهر بر ظهر زده بايشان مىرسيد :L . add .( 10 ) - 10 - 5 :P . lac .( 11 ) - اظهار نمىتواند :P . , L . , W .( 12 ) -P . , L . om .