تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
گرد « 1 » معيّن است و بر آن مىنويسند پايزهء خزانه و نام ايلچى بر دفتر مىنويسند و بوقت « 2 » مراجعت بازمىسپارد اما به جهت ايلچيان كه ببنجيك يام روند پايزهء دراز فرموده بر سر آن شكل ماه كرده و هم برين قاعده ميدهند و مىستانند و چون امراء سرحدّ را فرستادن ايلچيان بنجيك يام ضرورى مىباشد بزرگان ايشانرا پنج عدد پايزهء چنان از مس زده اند و متوسّطانرا سه عدد تا بايلچيان يرالتو مىدهند و پيش ازين پيش هر شهزاده و خاتون و امير را « 3 » انواع پايزها بود و متواتر جهت هركار كه ميخواستند بولايت مىدوانيدند و همگنانرا معيّن و روشنست كه اثر اين تدبير متين چگونه ظاهر گشته و خلائق بچه نوع آسايش يافته‌اند حقّ تعالى بركات اين عدل و انصاف بايام همايون پادشاه « 4 » ملحق گرداناد « 5 »

حكايت بيست و سوم در تدبير يرليغها و « 6 » پايزهاى مكرّر « 7 » كه در دست مردم بود

مقتضى طبيعت عالم آنست كه در عهد هر پادشاهى طائفهء كه مناسب شيوه و عادت او باشند « 8 » مقدم اقوام گردند « 9 » و مهمّات
S . fol . 326 v .
ملك و ولايت « 10 » بايشان مفوّض شود و بر طريقهء آن پادشاه رفته عدلا و جورا احكام نافذ گردانند و يرليغها و فرمانها بمردم دهند و چون پادشاهى به ديگرى منتقل شود هر آينه خواهد كه آن مهمّات « 11 » به كسانى حوالت كند « 12 » كه بر عادت و رسم او روند و احكام بر وجهى فرمايد كه مناسب طبيعت عهد او بود چه اقتضاى هر عهدى بنوعى بود « 13 » و پيش ازين در عهد آبا و اجداد « 14 » پادشاه اسلام « 15 » خلّد ملكه « 16 » آنچه مشاهده كرده شد « 17 » بهروقت كه
هامش
( 1 ) -P . om .( 2 ) - بگاه :L . , P . , W .( 3 ) - امير :S . , W .( 4 ) - اسلام غازان خان :W . add .، اسلام :P . add .( 5 ) - . . دررساناد و السلام :W .، به حق محمد و آله عليهم السلام :P .، بمنّه و كرمه :L . add .( 6 ) - يرليغها و :S . , W . om .( 7 ) - و پايزهاء مكرر :L . om .( 8 ) - باشد :P .( 9 ) - گردانند :L .( 10 ) - ولايات :P .( 11 ) - مهمّات را :L .( 12 ) - كنند :T . - P . , L . ; S . , W .( 13 ) - باشد :P . , L . , W .( 14 ) - و خويشان :L . add .( 15 ) - غازان خان :L . om . ; W . add .( 16 ) - خلّد ملكه :W . om .( 17 ) - . . . افتاد :P . , L . , W .
تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 296 | رشيد الدين فضل الله همدانى / كارل يان