مشنّعانرا بازخواست رود تا كار احكام همواره منتظم باشد و ابواب اعتراضات ناموجّه مسدود گردد « 1 » و فرمود كه آلجيان بعلّت آل زدن هيچچيز از كس نستانند و راستى آنكه به نسبت آنچه پيش ازين طمع مىداشتند بسيار كم كردهاند و جهت هر مهمّى معظّم تمغايى معيّن ساخته جهت حكومت سلاطين و امراء و ملوك معظّم و « 2 » معظمات امور ممالك تمغايى « 3 » بزرگ يشم و جهت قضاة و ائمه و مشايخ يكى ديگر هم از يشم اندكى كوچكتر و جهت متوسّطات امور تمغايى « 4 » بزرگ از زر فروتر از آن از يشم « 5 » و جهت برنشستن و فروآمدن لشگر تمغايى « 6 » مخصوص از زر به همان خطّ و نقش معهود ليكن بر حوالى آن صورت كمان و چماق و شمشير كرده و فرمان چنان كه لشگر تا آن تمغا نبينند « 7 » بسخن امرا و هيچ آفريدهء برننشينند و فرو نيايند « 8 » مكر قراولان كه مهمّات ثغور را لشگرى اندك احتياط راهها را « 9 » بسخن امراء خود برنشينند و فروآيند « 10 » و التون تمغايى كوچك ساخته كه بر بروات خزانه و ولايت « 11 » و يافته و مفاضات « 12 » و مكتوبات ديوانى كه جهت معاملات و آب و زمين نويسند زنند بعد از آنكه آنها را بموجب پروانهء بيتكچيان ديوان نوشته باشند و بعلامات رسيده مختصرى بخطّ مغولى بر ظهر آن نويسند تا آن تمغا بر آن زنند و اين زمان بهروقت كه بروات و مكتوبات بسيار جمع مىشود عرضه داشته كليد مىستانند و وزرا و نواب ديوان بحضور تمغاچى مىزنند و ذكر آن بر دفترى كه هم در آن صندوق مىباشد ثبت ميكنند تا پيدا باشد كه در كدام وقت كدام شخص تمغا زده و باوجود چنين ضبط و ترتيب كجا مجال آن مانده كه بدانكى زر بىپروانهء مبارك براتى توان نوشت و چون اين ضوابط مقرّر شد و جارى گشت انديشهء مبارك فرمود كه چون مهمّات و مصالح ملك و ملتمسات مردم زياده از آنست كه فرصت بر خواندن تمامت سوادها دست « 13 » دهد تدبيرى مىبايد انديشيد
هامش
( 1 ) -T . - L . ; S . , P . , W . om .( 2 ) - معظم و :W . om .( 3 ) - تمغاء :L . , P . , W .( 4 ) - تمغا :W .( 5 ) - ، . . از آن يشم :S .- . . از يشم :L .( 6 ) - تمغا :W .( 7 ) - نبيند :W .( 8 ) - برنشيند و فرو نيايد :L .( 9 ) - راهها را :W . om .( 10 ) - 10 - 8 :L . lac .( 11 ) - ولايات :P .( 12 ) - مفاضا :W .( 13 ) -P . om .