موضع و اقتضاى حال و وقت « 1 » اندكمايه اضافتى بايد كرد آن « 2 » چند لفظ را جداگانه بنويسند و عرضه دارند و چون چنين ضبط كه در هيچ عهدى نبوده فرمود ابواب گفتوگوى و منازعات كه بواسطهء اختلاف عبارات احكام مىافتاد مسدود گشت و سرگردانى ارباب حاجات به جهت انتهاز فرصت مندفع شد و خلائق آسوده گشتند و همگنانرا وثوق تمام بكام احكام پيدا آمد و حرمت و عظمت يرليغ در دلها بنشست و شناقص و مقالات مفسدان و فضولان كه بر وفق هواء خويش احكام مىستدند از ميانه برخاست و مراتب خواص و عوام « 3 » حاكم و محكوم ظالم و مظلوم پيدا گشت و منافع اين ضابطه زياده از آنست كه در وصف گنجد و ترتيب و تدبير پايزه دادن بر وجهى فرمود كه جهت سلاطين و شحنگان و ملكان پايزهء بزرگ سازند مانند « 4 » سرشير و نام آنكس بر آن نويسند و در دفتر ثبت كنند و مدّة العمل در دست او باشد و بعد از عزل بازسپارد چه آن پايزه جهت آن ولايتست تا سالهاى بسيار باشد و قطعا آن را جهت ملك ديگر « 5 » بكس ندهند و پيش ازين معتاد بود كه اگر در بيست سال بيست « 6 » حاكم بولايتى ميفرستادند هريك را پايزه ميدادند و هريك بعد از عزل آن را از آن خود دانسته بخفيه جهت مهمّات خود بهر جانبى ميفرستاد و براى شحنگان و ملكان متوسط پايزهء از آن كوچكتر معيّن فرمود بنقشى مخصوص و نام آنكس « 7 » بر آن مىنويسند « 8 » بضابطهء مذكور و آنچه پيش ازين مكتوبات ميدادند تا در ولايات پايزه بزنند منع فرمود و زرگرى را معيّن گردانيده « 9 » تا ملازم اوردو باشد و پايزها مىزند « 10 » و بوقت تسليم سكّه كه از پولاد ساخته و نقشى بر آنكه هركس آسان « 11 » نتواند كرد بر آن مىنهند در بندگى حضرت و بمطرقه زنند تا بر آن ثابت مىشود و مقصود آنكه پايزهء مزوّر بواسطهء آن نشان پيدا گردد و به جهت ايلچيانى كه باولاغ برنشينند « 12 » پايزهء
هامش
( 1 ) - حال وقت :L . , P .( 2 ) - اين :W .( 3 ) - و حكام و :L . ins .( 4 ) - و گرد :W . ins .، و :et S . , L . ins .مانند :T . - P . ; S . , L . , W . om .( 5 ) -W . om .، جهت هيچ ملكى :L . , P .( 6 ) -W . om .( 7 ) - مذكور :S . , L . , W . add .( 8 ) - كنند :W .( 9 ) - فرموده :W .( 10 ) - مىزنند :W .( 11 ) -S . , W . om .( 12 ) - همين :L . ins .