تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
از سگ توانم و بهترين آن يك است « 1 » كه نه من او را بينم و نه او مرا در اين قضيه نيز بهتر آن باشد كه متصرفان ولايات بدانكى زر براة بر رعايا نتوانند نوشت « 2 » و فرمود تا بهر ولايتى بيتكچى جلد برود و مجموع آن ملك « 3 » ديه ديه مفصّل بنويسد « 4 » و بموجب شمارهاى پيشين قوپچور بسويت مقرّر « 5 » گرداند و در بند توفير و تكسير نباشد و چنان سازد كه رعايا مرفّه و خوشدل باشند و نيز فرمود تا « 6 » تفحّص نموده تمامت املاك اينجو و اوقاف و ارثانى كه از مدّت سى سال باز بىمنازع در تصرّف ايشان بوده باشد مشروح باسامى متصرّفان بنويسد و در دفاتر قانون ثبت گرداند « 7 » تا اگر كسى را نيز قبالهء ضائع شود يا ديگرى خواهد كه بدست فرو گيرد رجوع با آن قانون كنند و بر آن موجب كه مثبت باشد پيش گيرند و هيچ آفريده را مجال تلبيس و تعدّى نماند بيتكچيان بر موجب فرموده بولايات رفتند و هرچند مردم تمام معتمد و راست‌قلم كم يافت شود به قدر امكان كوشيده قوانين ولايات نوشتند و آوردند « 8 » بعد از آن فرمود تا هيچ ملك و باسقاق و بيتكچى قطعا بيرات و حوالت قلم بر كاغذ ننهند و اگر براتى بنويسند حاكم را كه پروانه داده باشد « 9 » بياسا رسانند و بيتكچى را كه نوشته دست ببرند تا ديگر بيتكچيان او را ديده اعتبار مىگيرند و جهت هر ولايتى يك بيتكچى را معيّن فرمود كه اينجا ملازم ديوان بزرگ باشد « 10 » و در اوّل سال برات متوجّهات بموجبى كه بقانون درآمده « 11 » ديه بديه مسمّى و مفصّل مىنويسد « 12 »
S . fol . 315 v .
و نواب ديوان بزرگ نشان ميكنند و بالتون تمغا مؤكّد گردانيده بولايت مىفرستند تا رعايا آن را به دو قسط با ده و نيم « 13 » و حقّ خزانه با صاحب جمعى كه در هر ولايت منصوب گشته مىرسانند و او بعضى را بموجب بروات بالتون تمغا نقد بارباب حوالات و باقى بخزانهء عامره مىفرستد و با حقّ خزانه تسليم خزانه‌داران مىكند « 14 » و اگر احيانا محصلى يا
هامش
( 1 ) - آن باشد :P .( 2 ) - ننويسند :W .( 3 ) - ولايت را :S .( 4 ) - بنويسند :P . , W .( 5 ) - معيّن :W .( 6 ) - كه :W .( 7 ) - گردانيد :W .، گردانند :S .( 8 ) - آورد :P .( 9 ) - داده شد :W .( 10 ) - باشند :P .( 11 ) - بنويسند :W . ins .( 12 ) - مىنويسند :P .( 13 ) - با ده نيم :P . , W .( 14 ) - ( 254( P .1P . om . usque ad