تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
و فضيلت صلابت و ثبات‌قدم در موضع آن متمكن گردد و محقّق دانند كه هركه از آن عدول نمايد با او همان خطاب خواهد رفت كه با قاضى اردبيل كه چون از تنفيذ قضاياى مزوّر مموّه احتراز نكرد او را بر مهوّل‌ترين صورتى و مستشنع‌ترين حالتى بر شمشير گذرانيدند ديگر آنكه چون همواره خاطر « 1 » ما « 2 » باستقامت و انتظام امور عالميان مشعوفست و در تحصيل و تكميل اسباب آن مصروف خواستيم « 3 » كه چند معنى ضرورى را كه از غريزت عقل سليم و اقتفاء « 4 » آثار قوانين شرع « 5 » مكتسب شده به احكام سابق ملحق گردانيم و وجوب اتباع آن را بفهم قضاة ممالك رسانيم تا بر آن موجب روند و از آن « 6 » تجاوز « 7 » ننمايند اوّل تاكيد احتياط در باب استماع شهادت كه مدار اكثر قضايا بر آنست چه معلوم گشته كه قضاة در آن باب تساهل مىورزند و در تحقيق آن نمىكوشند و بىآنكه سكونى « 8 » يا اطمينانى از شهادت در باطن ايشان راه يابد يا غلبهء ظن بدرستى و راستى آن حاصل گردد بر آن حكم ميكنند و بدان متمسّك مىشوند كه قاضى عاجز دو گواه باشد و از غائلهء اين اهمال نمىترسند و مىافتد كه قضيهء فى نفسها خطير مىباشد و چون حقيقت حال نادانسته و احتياط ناكرده حكمى بدان پيوندد جمعى مردم مستظهر « 9 » صاحب ثروت بدان واسطه « 10 » مستاصل ميشوند و سر اين معنى ايشانرا قوت مىشود كه هرچند ثبوت شرعى بر دو گواه « 11 » موقوف فرموده‌اند به شرط عدالت مقيّد گردانيده‌اند و عدالت امرى عظيم است كه جز در افراد مردم بر سبيل ندرت صورت نمىبندد و هواى نفس بر اكثر خلق مستولى مىباشد و حاكم بايد كه پيوسته انديشه كند كه شايد كه شهادت زيد يا عمرو از هواى نفس يا تخيّل جهتى يا مراقبت جانبى خالى نباشد و بمجرّد آنكه گواه سمت و صفت نيك‌مردان از خود نمايد و ظاهر خويش يا صنعت سخن را آرايش دهد فريفته نشايد شد و در اقتباس حقيقت حال و استخراج باطن قضيهء لطيف
هامش
( 1 ) - همت :P .( 2 ) -L . om .( 3 ) - خواستم :T . - L . , P . ; S . , W .( 4 ) - اقتضاء :P .( 5 ) - قديم :L . add .( 6 ) - آنجا :W .( 7 ) - قضا :T . - L . , P . , W . ; S .( 8 ) - و بىآنكه سكونى :P . om .( 9 ) -W . om .( 10 و 11 ) - :L . om .
تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 231 | رشيد الدين فضل الله همدانى / كارل يان