تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
جنگ نيز بىهنگام باولجاى و غنيمت مشغول گردند و منع نتوان كرد و هر بدى كه لشگرها را حادث شده اكثر بواسطهء اولجاى گرفتن بوده وقتى كه « 1 » كار تمام شود اولجاى و غنيمت كجا رود و جهت ياساق بايد كه روى دل ننگرند و كشتن دريغ ندارند چه اگر دو سه كس را از ياساق دريغ دارند ده‌هزار و بيست‌هزار آدمى بعوض آن تلف گردد « 2 » و ملك نيز در سر آن رود و بايد كه از حال برنشستن از خانه باز همواره بانديشهء نيك و با خدا تعالى مشغول باشند و خود را پاك دارند و كارهاى بد نكنند و بر ايل و ملك خويش « 3 » مهربان « 4 » باشند و كسى را زور نرسانند تا خلق همتهاى نيكو دريشان بندند و دعاء بنياز كنند تا مستجاب گردد « 5 » چه لشگر را هيچ كجيله بهتر « 6 » از دعاى خير « 7 » و همت نيك نباشد « 8 » و بايد كه سخن بزرگ نگويند و كبر و عجب به خود راه ندهند و ياغى را حقير نشمرند و ازو نيز بترسند و خود را حقير دانند « 9 » و خداى تعالى را بزرگ دانند « 10 » و از خدا ترسند تا انديشه راست باشد و « 11 » كار ساخته گردد و يقين دانند كه هركس كه سخن بزرگ مىگفت و انديشيد حقّ « 12 » تعالى غيرت برد « 13 » چه بزرگى خدايرا سزاوارست « 14 » و او با خداى برابرى كرده باشد و هركه با خداى برابرى كند خداى طرف « 15 » گيرد و مدد ديگران شده او را مالش دهد و اين معنى در قدرت حقّ « 16 » آسان « 17 » باشد بر وجهى قهر كند كه خاطر هيچ بهادر عاقل كافى بدان راه نيابد و همواره ازين شيوه جماعت امرا و لشگريانرا پند « 18 » داده و ميدهد و بسيار « 19 » سخنان باريك‌تر ازين فرموده باشد كه بر خاطر نمانده و نيز اگر در شرح آن شروع رود بتطويل انجامد و چون مقصود ايراد نموداريست « 20 » اين مقدار كافى باشد و زوائد همگنانرا
هامش
( 1 ) -W . om .( 2 ) - گردند :P .( 3 ) - خويشتن :W .، خود :P .( 4 ) - مشفق :P . , W .( 5 ) - باشد :W .( 6 ) - به :P .( 7 ) - 8et v .نيست :P . add .( 8 ) - 8 - 7 :P . om .( 9 ) - و او نيز بترسد و خود را حقير داند :P . p . h . v . e .( 10 ) - داند :S . , W . om . , P .( 11 ) - درست آيد :P .( 12 ) - خداى :P .( 13 ) - كرد :P .( 14 ) - خدايراست :W .( 15 ) - طرفى :W .( 16 ) - عزّ اسمه :W . add .( 17 ) -W . om .( 18 ) - پندها :P . , W .( 19 ) - بسيارى :W .( 20 ) - نمودارست :W .