دهند و هر طائفه را « 1 » چه مقدار دهند و امرا هم بر آن موجب ميدادند و بعد از آن درين سالهاى آخر فرمود كه يك نوبت جماعت امرا بخش كردند من نيز دلخواه دارم كه بخويشتن چيزى بخش كنم بوقت قوريلتاى در اوجان فرمود تا بارگاه بزرگ را بزدند و خزانها كه از اطراف ممالك آورده بودند « 2 » آنجا جمع كردند و خويشتن با چند امير معتبر بنشست و كسانى را كه راه بزرگتر بود « 3 » بيشتر و آنان كه كارهاى نيكو كرده بودند و كوچهاى پسنديده داده زيادت معيّن گردانيد و سبب آن « 4 » زيادتى در عبارت « 5 » مىآورد كه بدين واسطه اين جماعت را بيشتر مىدهم و مقصود آنكه تا بعد ازين ديگران نيز در كوچ دادن و خدمات پسنديده كردن مجدّ باشند « 6 » و سعى بليغ و اجتهاد تمام نمايند « 7 » بدين موجب ميفرمود و بديشان مىداد و بعد از آن طائفهء كه مرتبهء « 8 » پدر فرزندى داشتند مقدّم مىداشت آنگاه امرا و هرارهاى دست راست و چب را « 9 » بموجبى كه قاعده و معهود است
S . fol . 299 v .
ميداد و فرموده بود تا انواع جامها را جنسجنس و بابت بابت « 10 » مرتّب نهاده بودند و خريطهاى زر سرخ و نقره جداجدا باوزان مختلف جمله پركشيده و بر آن نوشته كه چه « 11 » مقدارست و كدام قوم راست برحسب استعداد و استيهال ايشان و يكيك را آواز ميداد و ميفرمود تا هم در حضور حصّهء خود ميگرفتند « 12 » مدّت ده يانزده روز بدين موجب « 13 » اموال را بخشيد مبلغ سيصد تومان زر نقد و بيستهزار تا جامه و پنجاه پاره كمر مرصّع و سيصد پاره كمر زر « 14 » و صد پاره « 15 » بالش « 16 » زر سرخ « 17 » ببخشيد « 18 » و بعد از آن همواره متواتر و متوالى زر نقد و جامه از خزانه مىبخشيد و هرگز دانكى زر و يكتا جامه باسم بخشش بر ولايت حوالت نكرد هرچه امرا و وزرا عرضه داشتند حوالت نبود الّا نقد داد و ميدهد ليكن مقدار و مرتبهء كار و شخص و مناسبت اسباب نگاه دارد و آنانرا كه بسيار بايد داد كم ندهد
هامش
( 1 ) - بهر طائفهء :W .( 2 ) - آوردهاند :L . , P . , W .( 3 ) - بودند :P . om . , W .( 4 ) - آنكه :P .( 5 ) - عبادت :W .( 6 و 7 ) - :L . om .( 8 ) -W . om .( 9 ) - و چب را :W . om .( 10 ) - پايهپايه :L .( 11 ) - چند :W .( 12 ) - . . . حصّه ميكردند :P .، خود ميگرفتند :L . om .( 13 ) - ترتيب :L . , P .( 14 ) - زرين :W .( 15 ) -W . om .( 16 ) - كمر :L . , P .( 17 ) - در آن ايام بارباب استحقاق :P . inserit( 18 ) - بياض :L . add .