تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
عوض آن برسد و الّا « 1 »
چو برگيرى از كوه « 2 » ننهى بجاى » * سرانجام كوه اندر آيد ز پاى »
اگر ما را و شما را ميل بمال و سخاوت و عطاست مىبايد كه عدل و راستى كنيم چه خاصيت عدل آنست كه چنان كه ما بدانيم كه آن مال از كجا مىايد و خزانه پر شود و چندانكه بخشيم « 3 » خزانه « 4 » تهى نگردد چنين نيكو باشد كه هميشه بر آن قادر باشيم و الّا پادشاهى كه روزى قادر و روزى عاجز و وقتى توانگر و گاهى درويش باشد بچه كار آيد اين معنى صفت پادشاهان نباشد و اگر « 5 » چنان باشد همواره او را در غم و اندوه بسر بايد برد و خلائق از مواهبت او محروم مانند و از پادشاهى او مستغنى گردند بايد كه ما اين ضابطه نگاه داريم و چنان سازيم كه هرچند كه بيايد ندهيم « 6 » نه آنكه بكلّى « 7 » بر سرهم نهيم و نه نيز آنكه بيكبارگى تهىدست و مفلس گرديم اندك مايه بايد كه همواره باشد چه خاصيت مال آنست كه چون اندك مايهء بود زر زود بر سر آن آيد مانند صيّاد كه او را مرعى نبود كه بر دام نهد تا مرغان هم از « 8 » جنس او به روى آيند هيچ نتواند گرفت « 9 »
S . fol . 300 r .
و چون مرغى مايهء او باشد در سالى چندين هزار مرغ بواسطهء آن بگيرد امرا و اركان دولت اين « 10 » سخن پادشاه اسلام خلّد ملكه را « 11 » دعا و ثنا گفتند و جمله شاد گشتند و از آن تاريخ تا اكنون همواره برين موجب چنان كه آب از چشمه جارى باشد از خزانهء پادشاه اسلام زر و جامه روانست و هرگز در هيچ عهدى كسى « 12 » از پادشاهان متقدّم اين مقدار زر نقد و جامه كه او بخشش فرمود و ميفرمايد نداده باشد « 13 » و هر آينه مردم اين معنى را مبالغت شمرند و گويند پادشاهان متقدّم را كه ديده « 14 » و احوال خزائن ايشان « 15 » كه ميداند تا اين قياس توان كرد ليكن مصدّق اين معانى « 16 » دفاتر اصل و خرج اموال متقدمانست كه جمله در
هامش
( 1 ) - و الا :W . om .( 2 ) - و :W . ins .( 3 ) - و دهم :L . add .( 4 ) - خانه :L .( 5 ) - وقتى :L .( 6 ) - هرچند شايد بدهيم :L . p . h . v . e .( 7 ) - كلّى :P .( 8 ) -L . om .( 9 ) - نتوانند گرفت :L .( 10 ) - . . . دولت تمامت برين :L . , P .( 11 ) - خلد ملكه :et om .غازان خان :W . inserit( 12 ) - كس :L . , P .( 13 ) - باشند :L .( 14 ) - . . . پادشاهان متقدم اين مقدار زر نقد و جامه را كه ديده :L .( 15 ) - شنيده :L . add .( 16 ) - معنى :W .