اسلام است حقّ تعالى او را از جاه عريض و حشمت مستفيض برخوردار داراد « 1 » و السلام « 2 »
حكايت وفات كرمون « 3 » خاتون و نقل مرقد او « 4 » بتبريز « 5 » و كلماتى چند « 6 » حكمت آميز « 7 » كه پادشاه اسلام در حال خلق « 8 » فرموده است « 9 »
سحرگاه شب سهشنبه دوانزدهم جميدى الآخر سنهء ثلث و سبعمائه كرمون « 10 » خاتون دختر قتلغتمور پسر اباتاى نويان كه خاتون پادشاه اسلام « 11 » بود بموت مفاجاة « 12 » وفات يافت در قشلاغ حدود سراى جومه « 13 » و مرقد او را بآيين هرچه تمامتر بتبريز نقل كردند و چون او در غلواء جوانى بود و از دنيا تمتّع نيافته پادشاه اسلام را « 14 » مرگ او بغايت سخت آمد و از آن واقعه « 15 » متالّم خاطر گشت و بعد از واقعه در اوردوى او حاضر شد و بسيار بگريست و فرمود تا آنچه وظيفهء ترتيب و آيين باشد در حقّ او بهمهء وجوه بتقديم رسانند و بعد از آنكه « 16 » صندوق او را نقل كردند بهروقت كه او را ياد « 17 » فرمودى آب در چشم مبارك « 18 » آوردى روزى جمهور اركان « 19 » دولت حاضر بودند فرمود كه
S . fol . 292 v .
در جهان چه كارست كه از آن دشوار و صعبتر نيست امراء گفتند اسير ياغى و زبون دشمن شدن « 20 » جمعى گفتند درويشى گروهى گفتند مردن فرمود كه سختتر كارى زادن است و به دنيا آمدن از آنكه جملهء عنا و بلا و زحمت « 21 » و مشقات در تحت حيوة است و اگر وجود نبودى هيچ دشوارى نبودى و در جهان آدمى را هيچ آسايش چون مرگ نيست بدليل آنكه چون دوكس براهى « 22 » روند يكى دود و يكى آهسته رود
هامش
( 1 ) - بمنّه و لطفه :L . , P . add .( 2 ) -L . , P . om .( 3 ) - كرامون :W .( 4 ) - بمرقد :L .( 5 ) - بدار الايمان بتبريز :P .( 6 ) -L . , P . om .( 7 ) - انگيز :L . , P .( 8 ) - آدمى :W .( 9 ) - در باب حال او مىفرمود :L . , P . p . h . v . e .( 10 ) - كرامون :W .( 11 ) - اسلام :W . om .( 12 ) - فجاءت :P .( 13 ) - گورگان :W . add .( 14 ) - اسلام :W . om .( 15 ) - عظيم :L . inserit( 16 ) - از آنكه :L . om .( 17 ) - باز :L .( 18 ) -W . om .( 19 ) - اكابر :P .( 20 ) -L . om .( 21 ) - زحمات :L . , P . , W .( 22 ) - 3 ، 1 ، 157v . P .