تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
بشرف بندگى مستسعد گشتند و شنبه « 1 » پانزدهم رمضان رايات همايون بمراغه نزول فرمود و دوم‌روز بتماشاى رصد رفت و در همهء اعمال و آلات آن نظر فرمود و تمامت را بتأنّى تمام بديد و از كيفيّت هريك سوال فرمود و باوجود مشكلى دقائق آن اكثر فهم كرد و فرمود كه در جنب گنبد عالى و ابواب البرّ شم رصدى سازند مخصوص به چند عمل و كيفيّت آن اعمال را بتقريرى واضح بيان فرمود بر وجهى كه حاضران حكماء متعجّب بماندند از حسن استنباط او چه چنان عمل در هيچ عهدى نكرده‌اند و حكماء گفتند ساختن آن بغايت متعذّر باشد « 2 » ايشانرا تعليم و ارشاد كرد تا بامتحان « 3 » نظر در آن شروع نمودند و بر وفق تعليم او باتمام رسانيدند و ايشان و جملهء « 4 » مهندسان ماهر متّفق‌اند كه مثل آن « 5 » كس نساخته و نشناخته و از آنجا كوچ فرمود و بجانب اوجان آمد « 6 » سه‌شنبه بيست و چهارم شوال آغاز قوريلتاى كردند و بعد از اتمام آن « 7 » در روز شنبه سوم ذى الحجّه سنهء تسع و تسعين و ستمائه « 8 » شهزاده الجو وفات يافت در اوجان و مرقد او « 9 » بگنبد عالى تبريز بردند و ششم ذى الحجّه شهزاده خربنده را اجازت مراجعت با خراسان فرمود و خويشتن بمباركى عزيمت دار الملك تبريز فرمود و هرروز بر سر عمارت گنبد عالى « 10 » مىرفت « 11 » و السلام « 12 »

حكايت توجّه پادشاه اسلام بجانب شام و مصر نوبت دوم

پادشاه اسلام چون پاييز درآمد ديگربار عزم ديار شام جزم فرمود و دوشنبه غرهء محرّم سنهء سبعمائه « 13 » امير قتلغ شاه را با لشگرى « 14 » بسيار در مقدّمه روانه فرمود و رايات همايون پانزدهم ماه مذكور بر آن عزم از تبريز نهضت فرمود و سوم صفر نورين آقا را از جغاتو « 15 » بازگردانيد تا بارّان رود و چهارم ربيع الاوّل بمباركى به شهر موصل رسيد و دو سه روزى چيرغاميشى
هامش
( 1 ) - شب :L .( 2 ) - است :L .( 3 ) - بامعان :L .( 4 ) - بر جملهء :L .( 5 ) - اين :L .( 6 ) - آمدند :L .( 7 ) - اتمام آن :L . om .( 8 ) - و ستمائه :L . , W . om .( 9 ) - آن :L .( 10 ) - عمارت عاليه :L .( 11 ) - تا زود تمام كنند :W . add .( 12 ) -L . om .( 13 ) - ستمائه :S .( 14 ) - لشگر :L .( 15 ) - جاقتو :L .