محافظت مردم كند و كسانى را كه غارت كرده باشند بياسا رساند چون او رسيد لشگريان خرابى كرده بودند و متفرّق گشته و بعد از آن خانهاء گرجيان و ارمنيان مىجستند و اسيرانرا بازگرفته رها مىكردند و شنبه « 1 » بيست و نهم ربيع الآخر امير مولاى كه « 2 » از پى هزيمتيان تا غزّه رفته بود بازآمد و چون هوا ميل بگرمى كرده بود پادشاه باهل قلعهء كه بر عصيان مصرّ بودند التفات ننموده شنبه « 3 » سيزدهم جمادى الاولى از دمشق مراجعت فرمود « 4 » و امير قتلغ شاه و امير چوبان را جهت محافظت آنجا بگذاشت تا چون بهار شود بيايند و امير مولاى را فرمود كه با لشگرى بزرگ تابستان آنجا باشد
S . fol . 286 r .
و ناصر الدين يحيى را بنوكرى قپچاق معيّن گردانيد و بيكتيمور و ايلبكى را كه ببندگى « 5 » آمده بودند هريك را بكارى مناسب نصب فرمود و عاقبة الامر ايشان و قپچاق حقّ نعمت و تربيت پادشاه اسلام فراموش كردند و آوازهاى مختلف انداختند كه موجب مراجعت امير مولاى و جماعت بود بر جمله پادشاه اسلام چهارشنبه بيست و چهارم جمادى الاولى از فرات عبور فرمود محاذى قلعهء جعبر بر جسرى كه از اختراع خويش فرموده بود تا از كلكها « 6 » بريسمان پوست درخت برهم بسته بودند « 7 » و همآنروز با غروق پيوست و سلطان ييساول « 8 » كه « 9 » تا غزّه رفته بود برسيد و در حدود سنجار بخواتين پيوست و ايلچيان كرمان برسيدند و حال ياغى شدن محمود شاه و اشياع او و كشتن علامهء عالم « 10 » مولانا فخر الدين قاضى هراة و فرزندان او و فتنها كه انگيخته بودند عرضه داشتند و سهشنبه پانزدهم جمادى الآخر بموصل رسيد و يكشنبه پنجم رجب قتلغ شاه نويان از شام برسيد و مخالفت قپچاق و نوكران عرضه داشت پادشاه اسلام « 11 » غرهء شعبان از دجله عبور فرمود و هفدهم شعبان امير مولاى از دمشق برسيد و نهم شعبان امير « 12 » نورين و چيچاك و طوغان كه از ارّان بازآمده بودند « 13 » بحدود دربند زنگى
هامش
( 1 ) - شب :L . , P .( 2 ) -W . om .( 3 ) -P . om .؛ شب :L . , W .( 4 ) - نمود :L . , P . , W .( 5 ) - پادشاه اسلام غازان خان :W . inserit( 6 ) - سلها :P .( 7 ) - درهم بسته بودند :P .، بهم دربسته بودند :L .( 8 ) - ييسول ؟ ؟ ؟ :L . , P .، ييساول ؟ ؟ ؟ :T . - W . ; S .( 9 ) -W . om .( 10 ) -P . lac . : pag . 237 recto et verao( 11 ) - آدينه :L . inserit( 12 ) -L . om .( 13 ) - بود :L .