و نفايس ديگر بوجه خدمتى خسرو خان را داد - و شرط اطاعت و خدمتگاري « 1 » بجا اورد - و خلعت از خسرو خان پوشيد - از آنجا خسرو خان بجانب ملكى « 2 » نهضت كرد - و بيست زنجير پيل و يك الماس به وزن شش درم دست آورده در ولايت معبر درآمد - از ايشان نيز پيل و مال فراوان گرفت - چون مالهاى بيشمار و پيلان « 3 » بسيار بدست او افتاد « 4 » خواست تا از سلطان عاصي شده هم دران طرف بماند - امرا و ملوك حضرت كه برابر او نامزد بودند چنانچه ملك تلبغه بغده « 5 » و ملك تلبغه ناگورى و ملك حاجي نايب عرض و ملك تمر و ملك تكين و ملك مل و امراى ديگر همه متفق شده او را به زور در دهلي آوردند - و اين معني بحضور « 6 » سلطان توجيه كردند - سلطان در حق او گفتهء ايشان مسموع نداشت - بلكه مرحمتهاى فراوان و شفقتهاى بىپايان ارزانى فرمود - و در حق آن حلالخواران سياست فرمود - بعد ازان « 7 » چندگاه خسرو خان حرامخوار غدرى بچه غدر انديشيد - و چند نفر بر او اقرباى خويش آورده درون خانه پنهان داشت تا سلطان را بكشند - در وقت نماز خفتن آن حرامخوار بدبخت « 8 » با برادران و قرابتان درآمد - سلطان در آن شب مست بود - بگرفت « 9 » و خنجر بر حنجر مبارك راند - سلطان از قوّت جوانى و زور مستي خود را از دست حرامخوار رها كنانيد و عزيمت سرائ محروسه كرد - آن حرامخوار تعاقب نمود - و جعد مبارك
هامش
( 1 )M . omitsو خدمتگارى
( 2 )M .متلي نهضت و بيست
( 3 )M .پيل بسيار
( 4 )M .بدست افتاده
( 5 ) تلبعه يغدهTabakat Akbari p . 181بغرهM .( 6 )M .آوردند به حضرت سلطان
( 7 )M .بعد ان چندگاه
( 8 )M . omitsبدبخت
( 9 ) پاك عتقادup toو خنجرand omits fromبگرفته كشت و خود بو تختM .را تمام ساخت