ذكر سلطان شمس الدين كيكاؤس
سلطان شمس الدين كيكاؤس پسر سلطان معز الدين كيقباد بود - چون سلطان معز الدين در كوشك كيلوكهري شهادت يافت سلطان شمس الدين پسر او را در سنه تسع و ثمانين و ستمائه سنة المذكور در چبوترهء سيجاني « 1 » بر تخت سلطنت اجلاس دادند - نايب مملكت شايست خان شد - چون او « 2 » ضابط ملك بود و نائب گشته تا مدت سه ماه ملك برقرار خويش بماند « 3 » - چون سه ماه بگذشت ملك ايتمر سرخه و جميع بندگان غياثى اتفاق كردند كه سلطان شمس الدين را از شايست خان ببرند - و شايست خان را بكشند - برين اتفاق ملك بكتت « 4 » نايب امير حاجب را اعلام كردند - ملك بكتت ايشان را به زبان « 5 » فريب داد و گفت صبر كنيد تا من نيز مستعد شوم - همان زمان سوار شده بر شايست خان آمد - و از « 6 » مكر ايشان اعلام داد - شايست خان فى الحال ملك حسام الدين پسر خود را با چند نفر سوار بر سبيل تعجيل در بارگاه سلطان شمس الدين فرستاد تا سلطان را بيارد - چون سلطان را بر شايست خان آورد ايتمر سرخه و بندگان ديگر را خبر شد - ايشان « 7 » سلاح پوشيده تعاقب سلطان نمودند - چون بر شايست خان رسيدند دست بسلاح بردند و بجنگ پيوستند - شايست « 8 » خان و خلجيان ديگر را سوار شدن ندادند - ملك اختيار الدين پسر بزرگ شايست خان سوار بود -
هامش
( 1 )M .سبجاني
( 2 )M .او
( 3 )M .نمانده
( 4 )M .بكنت
( 5 )M .ايشان را زبان
( 6 )B . omitsو از مكر ايشان اعلام داد
( 7 )M . omitsايشان
( 8 )B . omitsشايست خان