لاهور رسيد - سلطان لشكر « 1 » در آن سمت برد و او را بشكست و آخر به صلح انجاميد - تاريخ « 2 » نوزدهم ماه شعبان سنه سبع و ثلاثين و ستمائه سلطان « 3 » مراجعت كرد و در حضرت دار الملك آمد - بعد از آن ملك التونيه « 4 » مقطع تبرهنده بغى ورزيد - بتاريخ نهم ماه رمضان سنة المذكور لشكر بدان جانب بيرون آورد - بعضى امرا و ملوك و بندگان شمسى با او يار شدند - و خروج كرده جمال « 5 » الدين ياقوت حبشي را بكشتند *
* بيت *
عنان تافت دولت ز پيرامنش * چو داغِ سيه ديد بر دامنش
و سلطان رضيه را گرفته در قلعه تبرهنده محبوس كردند - و مكتوب بجانب امرائى كه در شهر دهلي شهردار بودند فرستادند بدين مضمون كه شاهزاده معزّ الدين پسر سلطان شمس الدين مرحوم را بر تخت سلطنت اجلاس دهند و خود بسرعت مراجعت كردند *
* بيت *
سرى را كه گردون بدارد بلند * همش باز در گردن آرد كمند
مدت « 6 » ملك سلطان رضيه در دار الملك دهلي سه سال و پنج ماه و بيست و يك روز بود و اللّه اعلم بالصّواب *
هامش
( 1 )M . omitsلشكر
( 2 )B . omitsتاريخ
( 3 )M . omitsسلطان
( 4 )M .التوسه
( 5 )B .ملك جمال الدين
( 6 )Tabakat Nasiri , p . 190 , says : -چون سلطان رضيه را بمحروسهء تبرهنده محبوس كردند ملك التونيه او را عقد كرد و در حبالهء خود آورد و به طرف دهلي لشكر كشيد تا كرت ديگر مملكت را ضبط كند در ماه ربيع الاول سنه ثمان و ثلاثين و ستمائه سلطان معز الدين لشكر دهلي بدفع ايشان بيرون برد و سلطان رضيه و التونيه منهزم شدند و سلطان رضيه و التونيه بدست هندوان گرفتار شدند و هر دو شهيد گشتند و هزيمت ايشان بيست و چهارم ماه ربيع الاول بود و شهادت سلطان رضيه روز سهشنبه بيست و پنجم ماه ربيع الآخر سنه ثمان و ثلاثين و ستمائه بود انتهى ملخصا *