ساخته ملك ايتكين « 1 » را به زخم « 2 » كارد شهيد كردند - نظام الملك را دو زخم برپهلو « 3 » زدند - چون عمر وى باقي بود از پيش ايشان گريخت و سلامت ماند - كار وزارت چنانچه « 4 » پيش ازين مىكرد همچنان كردن گرفت - و در ماه صفر سنة المذكور ملك التونيه « 5 » سلطان رضيه را در نكاح آورد - و به قصد دهلي لشكر كشيد « 6 » - محمد سالارى و ملك قراقش از حضرت عطف كرده بر ايشان پيوستند - سلطان معز الدين بدفع ايشان لشكر از دهلي بيرون آورد - در حوالى شهر مصاف شد - سلطان رضيه و ملك التونيه منهزم گشتند - چون به حد كيتهل رسيدند بردست هندوان اسير شدند - ايشان را « 7 » بسته در حضرت فرستادند - بتاريخ بيست « 8 » و پنجم ماه ربيع الاول هر دو را شهيد « 9 » كردند - بدر الدين سنقر امير حاجب شده بود - فامّا نظام « 10 » الملك را بجا نميآورد - و فوقيت ميورزيد - سبب اين معنى نظام الملك با او عداوت داشت - چون بدر الدين را روشن گشت هراسان ميبود - بدين سبب خواست كه فتنه انگيزد - روز دوشنبه هفدهم ماه صفر سنه تسع و ثلاثين و ستمائه در وثاق صدر الملك نبيسهء « 11 » علي موسى كه مشرف ممالك بود بدر الدين سنقر جماعت
هامش
( 1 )See Raverty , p . 651 , n . 7 , for further particulars .( 2 )M .زخم كارد زده
( 3 )M .پهلوي
( 4 )M .چنج
( 5 ) التوسهand M .لاتونيهB .( 6 )B .كشيده
( 7 )B .ايشان بسته
( 8 )B .بيست پنجم
( 9 )This statement varies from that given in Tabakat Nasiri , quoted in p . 27 , n . 6 . See also De . , Trans . of Tabakat Nasiri , p . 77 , n . 2 .( 10 )B .نظام الدين
( 11 )Tabakat Nasiri , p . 193 , says : -در وثاق صدر الملك تاج الدين علي موسوى كه مشرف ممالك بود بدر الدين سنقر جماعت صدور و اكابر حضرت را جمع كرد *