بعد از آن نظام الملك جنيدى « 1 » و عز الدين كنجان و محمد سالارى كه از سلطان ركن الدين عاصي شده بودند بر دروازهء شهر جمع گشتند - و با سلطان رضيه مخالفت بنياد نهادند - و ملك نصير الدين « 2 » تايسي امير اوده بمدد « 3 » سلطان رضيه در شهر ميآمد - امراى مخالف او را استقبال كردند « 4 » و بعد ز دست آوردند - و موقوف داشتند - آخر چون مخالفت به طول « 5 » كشيد سلطان رضيه از شهر بيرون آمد - در كنارهء لب آب جون لشكرگاه ساخت - ميان سلطان رضيه و امراى مخالف « 6 » كرّات محاربه و مقاتله ميرفت - فامّا جنگ قايم ماند - بعده بهزار حيله ايمه و مشايخ شهر در ميان آمده اصلاح دهانيدند « 7 » - محمد سالارى و كنجان پوشيده با سلطان يار شدند - شبى بر در سراپردهء خاص جمع گشتند - تا ملك جاني « 8 » و ملك كوجي « 9 » و نظام الملك را دست آرند - ايشان را ازين حال
هامش
( 1 )Tabakat Nasiri , p . 186 , says : -اما وزير مملكت نظام الملك جنيدى عليه الرحمة موافقت ننمود و ملك جانى و ملك كوچى و ملك كبير خان و ملك عز الدين محمد سالارى و نظام الملك از اطراف بر در شهر دهلي جمع شدند و با سلطان رضيه مخالفت اغاز نهادنند *
( 2 )Tabakat Akbari , p . 66 , says : -درين حال ملك عز الدين هانسي جاگير دار اوده به قصد مدد سلطان رضيه روى بدهلي نهاد *But the Tabakat Nasiri , p . 186 , mentionsملك نصير الدين تابشى معزى مقطع اوده
( 3 )M . omitsبمدد
( 4 )Tabakat Nasiri , p . 186 , says : -استقبال كردند و بدست آوردند رنجورى بر وى غالب شد و او برحمت حق پيوست *
( 5 )B .بتطويل
( 6 )M .مخالفان
( 7 )M .دهانيد
( 8 )M .ملك خاني
( 9 ) كوچى .Tabakat Nasiri , p . 187 ,كوحيM .