روشن گشت « 1 » طاقت آوردن نتوانستند فرار نمودند و متفرق شدند - سلطان را از كار ايشان معلوم شد لشكر دنبال ايشان فرستاد - ملك كوجى اسير و دستگير گشت و ملك جاني در حدود پايل « 2 » شهادت يافت و ملك نظام الدين در كوه بردار « 3 » درآمد - و لشكر سلطان بازگشت - چون كار دولت سلطاني منتظم شد كارداران ديگر سلطان رضيه نصب كردن فرمود - و ملك قطب الدين « 4 » حسن را براى فرونشاندن « 5 » فتنه كه بعد سلطان شمس الدين مرحوم در رنتبهور « 6 » ظاهر شده بود نامزد كرد - و ملك جمال الدين ياقوت حبشي را عهدهء امير آخوري داد - و به حضرت خود مقرّب گردانيد - چنانچه امرا و ملوك ديگر را غيرت آمد - و چنان « 7 » اتفاق افتاد كه سلطان رضيه كلاه و قبا پوشد و لباس مردان كند - آخر همچنان كرد و از لباس ستر بيرون آمد - و چون سوار شدي بالاى پيل سوار ميشد - درين اثنا « 8 » خبر طغيان ملك عز الدين « 9 » كنجان امير
هامش
( 1 )This passage is not very clear . It should have been as follows : -ايشان ازين حال واقف گشتند طاقت ماندن نداشتند فرار نمودند و متفرق شدند *Tabakat Nasiri , p . 187 , says : -و ان ملوك را چون معلوم شد منهزم از لشكرگاه خود برفتند - سواران سلطان تعاقب نمودند *
( 2 )Elliot , Babul ; Briggs , from Firishta , Babool . ,. حد بابلB . and M . Payal or Payil is the name of a very old place , giving its name to the district with a lofty brick fort visible from a great distance on one of the routes from Dehli to Ludianah . See Raverty , p . 460 , n . 3 .( 3 ) كوه سرمورTabakat Akbari , p . 66؛ در كوه بردارTabakat Nasiri , p . 187 ,( 4 )B .قطب حسن
( 5 )M .براى فتنه
( 6 )M .رنتهور
( 7 )M .از چنان
( 8 )M .بعده خبر
( 9 )Tabakat Nasiri , p . 188 , says : -در شهور سنه سبع و ثلاثين و ستمائه ملك عز الدين كبير خان كه مقطع لوهور بود مخالفت اغاز نهاد *