50 / 4 - كوچسفان را مؤلف اشتباها بهجاى كوهدم آورده است .
56 / 6 - لوسن
« LOWSAN »
كه در صفحات بعد به نام « تخت لوسن » از آن ياد مىشود ، تخت و مركز اشكور بوده و جزء ناحيهء جيركشايهء اشكور بهشمار مىآمده است .
خرابههاى اين محل در يك كيلومترى درگاه امروزى برجاى است .
60 / 20 - شهر تيمجان ، تيمجان امروزى است كه جزء بخش املش به حساب است . نام دهكدهاى در سمام ، به اين نام شباهت دارد و آن تماجان است كه از رقبات موقوفهء سرتربت سمام است كه سلطان على ميرزا وقف كرده است .
66 / 11 - مرجكولى ، بفتح ميم و سكون راء و كسر جيم ، دهكدهاى در ديلمان كه مسكن و موطن كيايان كوشيج بوده است . امروز « مرجهكوله » خوانند .
67 / 21 - امير على رذزينى - نسبت اين مرد به ديهى است كه امروز به تلفظ محلى « ازين » بكسر الف و تشديد زاء خوانند . تلفظ از دين به كسر الف نيز در محل شنيده شد . احتمال مىرود اين كلمه اذزين با ذال و زاء منقوط يا از دين با زاء منقوط و دال مهمله باشد .
76 / 6 - به موجب ازدياد فتن است - ظاهرا « به » زائد است .
76 / 13 - ملك بن فرعون همان فرعون بن ايملك ص 87 / 16 است . نام پدر و پسر شناخته نشد .
87 / 17 - « و كيسم را به اميره مسعود ناصرود كه ذكرش رفت بخشيد . » اگر اين شخص همان مسعود سالوك ص 82 / 9 است كه او از طايفهء سميلود و ساكن كوچسفان بوده و پس از تسخير كوچسفان به نوكرى به فومن رفته است . چگونه دوباره صاحب منصب و مقام شده است .
88 / 2 - توملج - اين نام كه در صفحات بعد مكرر آمده است ، به شكل « تولمج » نيز خوانده مىشد .
نگارنده ابتدا حدس زد كه اين مرد منسوب به دهكدهء تومل - تمل ( بضم تاء و ميم ) است و تلفظ صحيح اين نام به ضم تا و ميم و كسر لام است . با مقدم شدن لام بر ميم نيز به معنى تولمى و اهل تولم است و در اين مورد به ضم تا و كسر لام و ميم و سكون جيم تلفظ مىشود . شق سوم اينكه اين كلمه مىتواند از دو جزء تول + مج تركيب شده باشد . تول در گيلكى به معنى گلولاى زياد است و مج بفتح ميم از مصدر مختن به معنى راه رفتن و قدم زدن است . يعنى كسى در گلولاى به آسانى راه رود . بازار