تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
چون تركمان از آن سرحد برخاستند لشكر رستمدار كه به سرحد تنكابن به كلارستاق درآمده بودند ، منهزم گشته معاودت نمودند و آتش اين فتنه به مياه عقول كاملهء ملازمان آستانهء رفيعه فرونشست . و ملك شاه غازى خلد ملكه با عم خود ملك حسين از نمكاوه‌رود گذشته ، با اين حقير ملاقات كرد و وظايف دولتخواهى را نسبت به ملازمان سدهء و الا به تقديم رسانيده ، معاودت نمود . و عساكرى كه در آن سرحد بودند ، رخصت انصراف شد و نزد ملك الملوكى ملك تاج الدّوله بن ملك مرحوم ملك اسكندر كس فرستاده ، به فرزند ملك شاه غازى بنياد مصالحه رفت . و چون ملك جهانگير نقض عهد كرده بود ، ولايت كلارستاق را چنان صلاح ديدند كه تابع ملك تاج الدّوله باشد و از آن معنى ترغيب فرمودند و ملك شاه غازى نيز بر موجب صلاح دولت قاهره سلوك نموده ، دست به دامن اجلال ملك تاج الدّوله رسانيده ، با او بيعت فرمود و مهم آن سرحد به عنايت اللّه به احسن وجوه انجام يافت . و شاهزادهء سعادت آثار ، سلطان هاشم خلّد سلطانه از اسپچين به گوراب تنكابن معاودت فرمودند و مؤلف حقير روز چهارشنبه بيست و هفتم ذى القعده را كه بيست نهم اسفنديارماه قديم بود از اسپچين متوجه گرجيان شد و حضرت اعلى خلافت پناه ، چون عساكر نصرت مآثر كه همراه سپهسالار معظم مير عبد الملك خلد اقباله به سرحد قزوين بودند و آنجا مير عبد الملك مذكور آنچه وظايف سردارى و تيقظ بود ، به اعلى مرتبه به تقديم رسانيده با امراى تركمان گفت و شنيد عاقلانه و سردارانه فرموده بود ، او را به انواع عنايت ملحوظ ساخته ، فرمودند كه لشكر كه همراه ايشان است ، اجازت بدهند و اسلام پناهى به سعادت از ديلمان به چاكرود نقل فرموده بودند و مير عبد الكريم را در آن مقام ملاقات كرده و به انواع