تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
ظفرپيكر از مازندران بيرون آمد مير شمس الدين نزد ابابكر بيگ كه داروغه و حاكم فيروزكوه بود ، مدد طلبيده ، مير عبد الكريم هجوم نمود . مير مذكور طاقت اقامت نداشت . روز يكشنبهء بيست و نهم شعبان را از مازندران بيرون آمده ، بعد از قطع منازل به ساحل بحر به ولايت تنكابن به قريهء اسپچين آمد . از اين جهت بر خاطر بحر مقاطر اسلام ملاذى ملال بحاصل آمد و سليمان بيگ را نيز سبب رفتن مير عبد الكريم به سارى ، پادشاه يعقوب خلد سلطانه ، به طريق بىعنايتى به سرحد رودبار و لمسر به ولايت قزوين فرستاد و لشكر رستمدار را خبر كردند . از ساحل بحر متوجه گيلان گردند و اشارت شد كه مير عبد الكريم را روانهء پايهء سرير تبريز گردانند و الا آنچه موجب بىعنايتى است به تقديم رسانيده مىآيد . چون اين معنى موجب تشويش و دغدغهء خاطر بود ، عساكر نصرت آئين كوه و گيلان را جمع كرده ، جناب امارت مآبى امير عبد الملك سپهسالار را با بعضى عساكر ديلمان به رودبار لمسر به مقابلهء لشكر تركمان فرستادند . و اطراف و جوانب ديلمان را فرمودند كه سرحدنشينان واقف باشند و خود به ديلمان مبارك اقامت فرموده ، مؤلف اين كلمات را با بعضى از عساكر رانكو و گرجيان [ و ] تنكابن امر شد كه به سرحد نمكاوه‌رود به مقابلهء لشكر رستمدار و مازندران برود . بنابر امر اعلى روز دوشنبهء بيست و هشتم رمضان موافق دوم بهمن ماه قديم را به فرضهء اسپچين اين ضعيف با عساكر فتح مآثر فرودآمده ، به مقابلهء رستمداريان اقامت رفت . و شاهزادهء جوان‌بخت كامگار سلطان هاشم خلد سلطانه را هم امر شد كه به اسپچين تشريف فرمايند كه فرزند ملك جهانگير با لشكر رستمدار به كلارستاق آمده بودند ، اما ملك‌زادهء مكرم ملك شاه غازى كه والى كلارستاق است ، با ايشان بنياد مخالفت كرده و