تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
سايهء حضرت خدا خوانند * هركرا رسم نيك سلطانى است در زمين نايبست شيطان را * هركه بر سيرت ستمكاريست

فصل هفدهم از باب هفتم در ذكر وقايع چند كه در سنهء ثلث و تسعين [ و ثمانمائه ] ( 893 ) سمت وقوع يافت .

حضرت خلافت پناه تا روز چهارشنبهء چهارم ربيع الاول موافق پنجم تيرماه قديم به رانكو تشريف داشتند . روز مذكور عازم تخت مبارك لاهجان گشتند و لاهجان را به آفتاب عدالت خود منور ساختند و اهالى آن ديار به دعاى دولت مداومت نموده به سايهء هماآساى عدالت پناه آسوده و مروح بودند در اين اثنا به تحقيق پيوست كه اميره رستم كوهدمى كه به افساد و افسان مشغول بوده و در سلطانيه ساكن مىبود ، دهم صفر موافق دوازدهم خرداد ماه قديم را وفات يافت و هم‌نشين اصحاب فسق و فجور در مقامى كه جهت آن جمهور موضوع است جا يافت . بيت :
چو پرداخت زد نقش پرگار او « 1 » * كشيدند خط نيز در كار او
و آن بىدولت وقتى كه در كوهدم حاكم بود ، عمر را به فسق و فجور صرف مىكرد و به ظلم و عدوان از جماعت مسلمانان هرچه ممكن بود به عنف و ستم مىستاند و جمع مىكرد و آن اموال ظلمى به باد فنا رفت و از
هامش
( 1 ) - در اصل : چو پرداخت زد نقش بر كار او .