تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
نتيجهء آن بجز وزر و و بال « 1 » آخرت چيزى برنداشت و عزيزى در اين باب چه نيكو مىفرمايد كه . بيت :
هركه او وابستهء زر شد به زنجير است اسير * اين‌قدر باشد كه وابسته به زنجير زر است خاك‌خور كو هركه مالش دارد و خوردنش نيست * همچو آن گنجى كه مارش بر سر و خاكش خور است
روز دوشنبه بيست و نهم ربيع الاول موافق سلخ مرداد ماه قديم را به رانكو تشريف فرمودند و به تفرج شكار چرخ و شاهين و به غور « 2 » رسيدن احوال فقرا و مساكين و به ترويج امور شرعيه قيام مىنمودند و چون فرزند كياى مرحوم كيا مسعود كيا به بلوغ رسيده بود ، همشيرهء عفيفهء سپهسالارى عظمت مآبى كارگيا محمد خلد اقباله را جهت كيا فريدون مذكور خواسته بودند . و نيز فرزند كياى مغفور مبرور كيا رستم سپهسالار - كيا حمزه نام - به سن مراهق رسيده بود . بنابر عنايت خسروانه كه در شأن اين ايتام مصروف بود فرمودند تا بنياد عروسى كنند و عصمت پناهى مذكوره را جهت كيا فريدون در حبالهء زوجيه آرند و كيا حمزه را بر سنت حسنهء انبياء عليهم السلام ختنه بكنند . برحسب اشارت واجب الاطاعت . بيت :
ز كبر دشمن آتش نهاد ، او مىخواست * كه زود مير شود ، زود مير شد چو شرار
و در نفطچاك چون در آن موسم بادهاى عظيم مىجهيد و گردوغبار برمىخيزيد روز مذكور كوچ كرده ، به قريهء جوركشايه فرودآمدند . روز شنبهء غرهء مبارك رمضان را كه موافق بيست و چهارم آذرماه قديم بود به لوسن تشريف فرمودند و ماه صيام را در آن بقعهء مباركه به طاعات و
هامش
( 1 ) - در اصل : بجز زر و مال آخرت . ( 2 ) - در اصل : تفور ؟ .