و لحظهاى توقف كرده از آنجا به فرضهء تمنكا رسيده ، زمانى آسوده ، روز يكشنبه به كچهروى سر رستمدار اقامت رفت و شب ديگر به كنار خرهرود استاد . از آنجا به قريهء گاوزنه كلايه مكث رفت . و فرزند مؤلف حقير سيد نصير الدين نام را حضرت اعلى خلافت پناهى عساكر گرجى و تنكابن و بعضى از عساكر بيهپس مبارك بدان سرحد داشته بودند و به كنار نمكاورود كه سرحد تنكابن و رستمدار است لشكرگاه كرده بودند و منتظر حقير بودند .
روز سهشنبه بيست و چهارم شعبان موافق بيست و ششم آذرماه قديم را با فرزند مذكور ملاقات كرده ، عساكر بيهپس را عذر خواسته ، رخصت انصراف داده آمد ، و لشكر تنكابن و گرجيان آنچه با حقير همراه بودند و آنچه آنجا اقامت داشتند ، مجموع را عذر خواسته اجازت داده شد تا هريكى به جاى خود روند . و مؤلف حقير كمبضاعت با عساكر رانكو و لاهجان به شيهروىسر آمده ، متجندهء منصورهء مذكوره را هم اجازت داده . روز چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه آنجا اقامت نموده ، روز شنبهء بيست و هشتم شعبان موافق دهم ديماه قديم را از شيهروىسر سوار شده ، شب دوشنبه به كنار گژينرود سياهكلهرود اتفاق افتاد و روز مذكور به رانكو آمده ، صورت حال را معروض پايهء سرير سلطنت مصير گردانيده آمد . اشارت شد كه روز چند استراحت نموده ، به ديلمان شرف بساط بوس را مستسعد گردد .
بر موجب فرمان همايون روز پنجشنبه سوم رمضان موافق هفتم ديماه قديم را از رانكو بدررفت . شب جمعه به موضعى كه مشهور و ملقب است به برفچال اقامت نموده آمد و از عنايت سبحانى در آن يورش هيچ نوبت باران نشد كه از آن سبب بر عساكر نصرت قرين زحمتى رسيده باشد مگر همين شب كه به موضع مذكور فرودآمده شد ، باران عظيم بباريد . روز جمعه تراببوس سدهء سنيهء به حاصل آمد ، چنان رسانيدند كه چون عساكر
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 465
مساهمون: سيد ظهير الدين مرعشى
ص٤٦٥