تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
در اين اثنا به تحقيق پيوست كه مير شمس الدين از سارى بيرون رفت و متوجه ولايت هزاره جريب گشت . روز شنبه بيست و دوم رجب موافق دوم خمسهء مسترقه كه همين شب آفتاب به برج اسد تحويل كرده بود ، از باروشه‌ده كوچ كرده ، به كنار رودخانهء تلار فرودآمديم و آقا عبد العلى نامى كه سپهسالار مير زين العابدين مرحوم بود ، چون مير شمس الدين به جانب هزاره جريب رفت به موضع « 1 » مذكور [ به ] شرف خدمت مير عبد الكريم مشرف شد . روز يكشنبهء بيست و ششم رجب موافق سيم خمسهء مسترقه مير عبد الكريم را بعون اللّه به تخت سارى نشانده آمد . و اهالى ملك و اعيان مملكت نثارها كردند و طبل نشاط را صدا به ملأ اعلى رسيد . روز چهارشنبهء بيست و ششم رجب با امير غضنفر هزار جريبى كه والى ولايت آن ديار بود به كنار تيجنه‌رود ملاقات واقع شد . و همين روز سيد غضنفر مذكور با نوكران خود و جمعى از مردم ولايت سارى ، در عقب مير شمس الدين به هزاره جريب رفتند . روز پنجشنبه از سارى كوچ كرده ، به كنار تجينه‌رود به موضعى كه دزاءدون مىخوانند فرودآمده ، تا روز يكشنبهء پانزدهم شعبان را گاهى به دزاءدون مذكور و گاهى به قريهء شوراب بوديم ، روز مذكور به ولايت علىآباد نزول واقع شد . و مشهد مبارك جمنو را زيارت كرده و آستانهء رفيعه را به لب ادب ملثوم گردانيده آمد . تا روز چهارشنبهء هيجدهم شعبان را همانجا اتفاق افتاد . روز پنجشنبه نوزدهم شعبان موافق بيست و سيم آذرماه قديم سنهء مذكوره ، مير عبد الكريم را وداع كرده ، متوجه صوب گيلان گشته آمده و عصريه را به باروشه‌ده فرودآمده ، چون ماه برآمد سوار شده صباح جمعه را به فرضهء فرىكنار فرودآمديم
هامش
( 1 ) - در اصل : موضعى .