تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
اگر تيغ عالم بجنبد ز جاى * نبرّد رگى تا نخواهد خداى
و همين روز خبر رسيد كه چون مير حسين آملى خبر عساكر نصرت مآثر بشنيد ، آمل را گذاشته ، به ولايت چلاو ملتجى گشت . به تعجيل رانده به آمل كنار رودخانهء هرهز مخيم خيام عساكر نصرت آئين گشت و ارباب و اهالى آن ديار اكثر و اغلب وظايف خدمات به تقديم رسانيدند و در ربقهء اطاعت درآمدند . بيت :
چو بخشايش پاك يزدان بود * دم « 1 » آتش و آب يكسان بود
و از ولايت سارى به عنايت الهى هم خبر رسيد كه اهالى آن ملك به طوع و رغبت متوجه خدمت مير عبد الكريم شدند و مير شمس الدين كه برادر مير زين العابدين مرحوم است ، چون رسيدن عساكر ظفرپيك بشنيدارادت فرار دارد . و مير ابراهيم كه حاكم آمل بود ، روز پنجشنبه با جمعى از آمليان و چند نفر از عساكر نصرت مآثر در عقب مير حسين به چلاو روانه شد . از آمل كوچ كرده بعد از قطع منازل و مراحل روز جمعهء بيست يكم رجب را كه موافق اول خمسهء مسترقه بود به معمورهء باروشه‌ده فرود آمده شد و آن بقعهء مباركه مضرب خيام اقبال گشت . و ارباب اهالى سارى جوق‌جوق و فوج‌فوج به خدمت مير مذكور مشرف مىشدند و مير - قوام الدين بن مير محمد مرحوم سارى نور ضريحه با فرزند خود مير محمد به شرف ملاقات مشرف شد و وظايف احتياط من جميع الوجوه مرعى گشت و صورت حالات واقعى را مشروحا كتابت كرده اعلام مقيمان عتبهء عليا گردانيده آمد .
هامش
( 1 ) - در اصل : دمى .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 463 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده