اسب و الاغ داده با اجناس و رخوت ايشان روانهء ملاط ساخته شد .
و حضرت اعلى خلافت پناه از آردوى سامان به ديلمان معاودت فرمودند و كارگيا مير سيد آنجا به دولت بساط بوس و اصل شد و به اشفاق خسروانه مخصوص گشت و دربارهء ضبط مملكت تنكابن عذر واقعى گفتند « 1 » و او نيز ممنون گشت .
روز دوشنبهء هشتم شعبان المعظم موافق چهاردهم ديماه قديم مخدوم - زادهء سلطنت پناه را با اكابر و اشراف همراه ساخته ، روانهء تخت تنكابن گردانيدند . روز شنبهء سيزدهم شعبان موافق نوزدهم ديماه قديم را به تخت دوهزار تنكابن اجلاس فرمودند و اين دعا مىخواندند . بيت :
مهارگير شتر حجرهبان چرخت باد * به حجرهء شترت پنبهدان عقد پرن
و چون ايزد تعالى شأنه در ذات اشرف اقدس اعلى ، خلافت پناه ، رسوم عدالت و جهاندارى و مرحمت و اشفاق با خلايق كه آفريدهء حضرت سبحانى جل ذكره مىباشند ، به تخصيص با اخوان عظام به درجهء اعلى تعبيه فرموده است ، هركرا غبار نفاق با خوادم آن مظهر لطف الهى در خاطر آمد ، يد قدرت ايزدى ، نهال آن دولت را از بن بركند و به جاى آن دوحهء شجرهء صدق و صفا بنشاند و از ينابيع فضل بىكران ، آن شاخ را سرسبز و ريان ساخته مضمون اصلها ثابت و فرعها فى السماء را كه منزل در بيان ارواح طيبه است ، به عالميان بفهمانيد . كه اصل اين اقبال در رياض اجلال هميشه ثابت و محكم و فرعش مطرا و مزين ، مشمول به انواع سعادت دوجهانى مخلد و مؤبد باد چه نيكو فرمودهاند كه ، بيت :
هامش
( 1 ) - در اصل : گفتن .