تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
و تعلقات كه همراه بود ، تالان كردند . و او با چند نفرى مجروح خود را به ساحل بحر [ و ] جيكه‌رود رسانيد و از آنجا به سرحد رستمدار رسيد و به ناتل فرودآمد و مير عبد الكريم با لشكر مازندران به مقابلهء او به سرحد آمل و رستمدار بنشست . بزرگان مازندران به تخصيص مير ابراهيم كه حاكم آمل بود ، صلاح چنان ديدند كه ميان ايشان صلح بكنند . از اين سبب چند نفرى را به پايهء سرير سلطنت پناه ارسال داشتند . حضرت اعلى چون نيك‌خواه خلايق است ، فضايل مآبى مولانا حسن بارك اللّه كه از جملهء متعينان آستانهء رفيعه است ، بنابر خاطر ايشان نزد ملك جهانگير كه والى و حاكم ناتل رستاق بود ، روان ساخت ، تا به هرنوعى كه ممكن باشد ، بدان امر قيام نمايند . چون ملك جهانگير فيما بين ايشان نمىخواست كه صلح بشود در آن باب سعى ننمود و مير زين العابدين را حسب المقدور يرق داده روانهء آستانهء عالم پناه پادشاه اسلام پناه گردانيد . و آتش فتنه در كانون زمان ( ؟ ) در مازندران افروخته بود ، به باد افساد و اغوا مشتعل ساخت و فكر آن نكرد كه عاقبت كار اين خبث او چه‌نوع خواهد بود و در چنين حال شعرا فرموده‌اند كه ، بيت :
شه كه ياد از مرگ نارد ، زوست ويرانى ملك * خسرو بىعاقبت خسر بلاد و كشور است
و چون مولانا حسن مذكور به جانب رستمدار به سبب مهم مذكور روان شد ، اشارت رسيد كه مؤلف حقير به خدمت شاهزاده سلطان هاشم به كليشم رود كه ايشان را ارادت بساط بوس است ، چون يرق بكنند روانه گردانند بر موجب فرمان عالى قيام رفت . روز شنبهء غرهء جمادى الاخر موافق دوم آبانماه قديم حضرت شاهزاده