تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
درخت دوستى بنشان كه كام دل ببار آرد * نهال دشمنى بر كن كه رنج بيشمار آرد
چون اين صدا ، به گوش احبا و اصدقا رسيد كه اخوان عظام بدين عنايت خسروانه مفتخر گشتند ، به دعاى دولت اقدام نموده ، مىگفتند . شعر :
خيمهء جاه ترا مدزمان باد طناب * و ان طنابش همه پيوسته به اقبال [ و ] دوام
روز يكشنبهء دوازدهم رمضان المعظم موافق هيجدهم بهمن ماه قديم مؤلف قليل البضاعت از كليشم جهت ضبط دشت تنكابن به تنكابن آمد و حضرت سلطنت پناه بيست و سوم رمضان و بيست و نهم بهمن ماه قديم را به هشتبر تنكابن نزول اقبال فرمودند . اهالى آن ملك وظايف خدمات به تقديم رسانيدند و آن جماعت را به انواع اشفاق و الطاف ممنون و مفتخر ساختند و اين ضعيف چند روز در خدمت بوده ، عيد صيام را به اقاصى و ادانى آن بلدهء مباركه شيلان دادند و نماز بگزاردند و زكات به مستحقان داده ، روز يكشنبهء هشتم ذى القعده موافق چهاردهم فروردين ماه قديم كه آفتاب عالمتاب به پانزده درجهء قوس بود ، حضرت اعلى خلافت شعار ، بيت :
اسب دولت زيرران ، چتر شهى بالاى سر * فتح و نصرت پيش و پس ، عون الهى راه بر
به رانكو تشريف فرمودند و به عز جلال بدان ديار به كامرانى و اقبال مشغول مىبودند . نكته :
چهار [ ؟ ] لشكر ما بر سر كسى ننشست * كه از سعادت ما بهره‌اى به دو نرسيد
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 450 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده