بجز صبر كردن تدبير ديگر نبود . و حضرت سلطانى سلطان حسن با جناب سپهسالار مكرم كارگيا محمد به ديلمان تشريف فرمودند و حقير مؤلف را اشارت شد كه با بعضى از متجندهء گيلان بدان سرحد رود و در احتياط بكوشد و ترتيبها فرموده ، روز شنبهء هفدهم جمادى الاخر را ضعيف كم بضاعت را روان ساختند . روز دوشنبه حقير به ديلمان رسيد و خلافت پناهى به لوسن تشريف فرمودند . چون حقير شرف زمين بوس حضرت سلطان حسن به حاصل كرد ، با جمعى كه حاضر بودند ، به جانب رحمتآباد روان شد . شب دوشنبه به قريهء فرسيك اقامت رفت و شب سهشنبه به قريهء واتل اتفاق افتاد . روز سهشنبه به قريهء كياوا با جلال اسپهسالار ملاقات واقع شد و بعضى از عساكرى كه تعيين رفته بود ، چون رسيدند به بالاى قريهء نسپى « 1 » فرودآمده ، به تفحص لشكر تركان اشتغال رفت . چنان معلوم شد كه از گذر منجيل از رودخانهء سفيدرود گذشته فرودآمدند و عازم قريهء موسىآباداند و معلوم نشد كه چون به موسىآباد آيند ، به جانب كوهدم خواهند رفت يا خود عزم ديلمان دارند . فلهذا به طرف خرزويل و آن نواحى به مقابلهء ايشان رفتن تعذر داشت . چون لشكر رانكو بتمامت رسيدند ، به قريهء نسپى رفته ، عساكر نصرت مآثر را فرود آورده ، واقف احوال لشكر تركمان مىبوديم . چون امراى تركمان از مقامى كه فرود آمده بودند به جاى ديگر نرفتند ، از آنجا كوچ كرده ، روز شنبهء نهم رجب را به قريهء كياوا نزول واقع شد و هميشه چنان مىرسانيدند كه تركمان به قريهء موسىآباد خواهند آمد و از آنجا به جانب گيلان كوهدم ارادت رفتن دارند و لشكر لشتنشاه و پاشيجا و گوكه و كيسم و بعضى از عساكر نصرت آئين لاهجان و رانكو و تنكابن و سختسر ، به سردارى سپهسالار
هامش
( 1 ) - امروز : نصفى .