او را كمك كرد . لشكريان سلطان يعقوب يكى دوبار با سربازان رحمتآباد و خرگام جنگيدند .
سيد ظهير الدين روز شنبه هفدهم جمادى الاخرى مأمور دفع ايشان شد . از ديلمان و فرسيك و واتل و كياوا گذشت و به نسپى فرودآمد . روز شنبه نهم رجب باز به كياوا رفت . سه قشون از لشكريان تركمان پيدا شدند . سيد ظهير الدين سربازان گيلان را به قريهء سروش برد ، دوباره به پشتهء كياوا آمد و با بوق و دهل بر تركان تاخت . ايشان گريختند . اما سيد ظهير الدين ايشان را دنبال نكرد . در اين ميان خبر رسيد كه تركمان قصد ديلمان كرده است . سيد ظهير الدين به زاويهء محمد گالش رفت و از آنجا به ديورود ، به موضعى كه مشهور به سيدلين است آمد . اما لشكريان تركمان كوهدم و طارم را خالى كرده و رفته بودند و سيد ظهير الدين بيستم رجب به درگاه سلطان رسيد « 1 » .
روز جمعه سلخ ذوالقعدهء سال 887 سيد ظهير الدين به سپهسالارى ولايت گرجيان و گليجان منصوب شد « 2 » .
سيد ظهير الدين در ركاب سلطان على ميرزا روز پنجشنبه سوم ربيع الاخر سال 889 متوجه ديلمان شد . پس از گذشتن از كلينادان و سرداسر ، به ديلمان رسيد . در اينجا سلطان او را مرخص كرد تا به گرجيان رود . چون به گرجيان رسيد ، خبر آوردند كه سيد امير كيا بن محمد كياى تنكابنى سر به مخالفت برداشته و به ولايت تنكابن آمده است . سيد ظهير الدين دوشنبه سيزدهم ربيع الاخر به جنده رودبار رفت . چون بدانجا رسيد ، سلطان او را احضار كرد تا دربارهء كار تنكابن با او شور كند . سيد ظهير الدين به آردوى سامان رفت . قرار شد كارگيا مير - سيد را از تنكابن بخواهند و ادارهء امور آنجا را به دست سلطان هاشم پسر سلطان على ميرزا بسپارند . قرار بر اين شد كه سيد ظهير الدين را به واركو بفرستند
هامش
( 1 ) - تاريخ گيلان ص 435 - 439 .
( 2 ) - تاريخ گيلان ص 442 .