نمود و به دار السرور جا يافت و بعد از آن مغفور مبرور كارگيا فرخ زاد نور قبره كه يكى از متعينان آستانهء رفيعه بود ، چهاردهم رجب را وفات يافت و نهم شعبان را عم حضرت اعلى خلافت پناه كارگيا مير سيد نور ضريحه از دروازهء
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ
بگذشت و به مقعد صدق
عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
جا يافت
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ .
و بيستم شعبان را برادر فرخ زاد مرحوم - كارگيا بازى [ كيا ] نام - شربت فنا نوش كرد . ارادت بر آن مصروف بود كه ماه صيام را به ديلمان مبارك به آخر رسانند و بعد از عيد فطر نهضت سعادت آثار به صوب گيلان معطوف فرمايند . اما چون
ما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً
از جملهء مقرّرات است ششم ماه مبارك رمضان را خبر آوردند كه برادر ارشد كارگيا سلطان حسين انار اللّه برهانه و نور ضريحه كه حاكم گرجيان بود ، شب « 1 » چهارشنبهء پنجم ماه رمضان را كه موافق بيست و سوم اسفنديار ماه قديم بود ، از اين سراى پرغرور به سراى راحت و سرور نقل نمود و نعش مبارك را به مزار حسين ناصر عليه الرحمه به رودسر آورده دفن كردند . از اين سبب تألم بسيار و حزن و اندوه بىشمار روى نمود .
چون اين خبر به مسامع عليه رسيد ، همين روز على الفور سوار شده ، متوجه رانكو گشتند و به تعجيل براندند . چنان كه روز مذكور عصريه را به رانكو فرودآمدند و بنياد عزا كردند و آنچه شرايط تعازى بود ، به ابلغ وجوه ، به تقديم رسانيدند و به ختم كلام ربانى و گفتن وعظ و نصايح حفاظ و وعاظ مشغول گشتند . و به نيّت روح پاكش دراهم و دنانير به فقرا و مساكين بخش كردند . و از هرطرف بزرگان به رسم عزا آمدند .
چون هفت روز بگذشت و چيزى ديگر بجز صبر چارهاى نبود ، رضا به قضاى سبحانى داده ، اخوان و احبا را تسلى دادند . اما از مفارقت برادر
هامش
( 1 ) - در اصل : شبى .