تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
بسيار متألم بودند و مضمون اين بيت را هميشه تكرار مىفرمودند كه ، شعر :
دل مهر تو را بدل نجويد هرگز * جز تو گل وصل را نبويد هرگز صحراى دلم غم تو شورستان كرد * تا مهركسى ديگر نرويد هرگز
و چون نماز عيد فطر بگزاردند و ارباب و اهالى را شيلان دادند ، جهت روح مطهر منور مرحوم مغفور ، به ختم قرآن بفرمودند و به نيّت ثواب آخرت ايشان ، به مستحقان دراهم چند بخش كردند و بعد از آن راى صواب نماى بر آن قرار گرفت كه عنايت خسروانه مبذول فرمودند . سيد معظم سيد عبد الملك را به سپهسالارى ولايت لمسر منصوب گردانند . فلهذا بيستم شوال را بر موجبى « 1 » كه ذكر رفت جناب امارت مآبى را به مهم مذكور نصب فرمودند .

فصل يازدهم از باب هفتم در ذكر وقايع چند كه [ در ] سنهء سبع و ثمانين [ و ثمانمائه ] واقع شد .

حضرت خلافت پناهى تا ماه صفر سنهء مذكوره به رانكو اقامت فرمودند . در اين اثنا خبر رسيد كه روز سه‌شنبهء سوم ماه صفر در گسكر اميره سياوش نامى كه از جملهء واليان گسكر است ، با اميره جهانگير گسكرى محاربه كرد و جهانگير به قتل آمد و سياوش را آن ولايت مسخر فرمان شد . از اين سبب فى الجمله موجب تفرقه خاطر گشت و از بيه‌پس
هامش
( 1 ) - در اصل : موجب .