امير كيا كه والى آن ولايت بود ، به قدم اخلاص تلقى نموده ، وظايف ضيافات كمايليق به تقديم رسانيد . حضرت خلافت پناه او را به انواع احترام محترم ساخته اسب و خلعت بخشيدند . و از آنجا ، سعادت قرين به تجن گوكه نزول فرمودند . روز دوشنبهء سوم شعبان لاهجان را به آفتاب اقبال منور ساختند .
و اهالى آن ديار به قدم عبيدانه استقبال نموده ، وظايف رقيت به تقديم رسانيدند و ماه صيام را آنجا به عبادت و طاعت قيام نموده ، مزار سادات و ائمه و اكابر را به تخصيص روضات منورهء آبا و اجداد خود را و مشاهده را دريافتند و صدقات فقرا و مساكين صرف كردند و نماز عيد فطر در آن معموره بگزاردند و خواص و عوام را شيلان دادند . روز شنبهء دوازدهم شوال را به جانب رانكو ، عنان عزيمت برتابيدند و آن ولايت از مقدم همايون رونقى سعادت رهنمون يافت . چهارم ذى القعده را برفى عظيم شد .
فصل نهم از باب هفتم در ذكر وقايع سنهء خمس و ثمانين و ثمانمائه كه سمت وقوع يافت .
روز شنبهء بيستم ربيع الاول موافق بيست و دوم شهريور ماه قديم سنهء مذكوره عازم قشلاق ديلمان « 1 » گشتند . شب يكشنبه به قريهء سرليل نزول همايون واقع شد . همين روز يكشنبه به طالع سعد ، به ديلمان تشريف فرمودند و در اين سال اكثر اوقات باران رحمت مىباريد ، چنان كه به زحمت انجاميد و غلهء ديلمستان اكثر ضايع شد .
غرهء ربيع الاخر را به مزار مبارك حضرت غفران پناهى تشريف دادند و ختم قرآن فرموده به نيّت روح مطهر مزكى منور رضوان پناهى ، دراهم
هامش
( 1 ) - ديلمان نسبت به گيلان ييلاق است نه قشلاق .